يکشنبه ۲۹ شهريور ۱۴۰۵
سیاسی

فرصت نیویورک

فرصت نیویورک
عصر کرد - خراسان/ چرا باید اولویت ایران استفاده حداکثری از ظرفیت دیپلماسی چندجانبه در مجمع عمومی سازمان ملل باشد، نه تمرکز صرف بر آمریکا؟ اصل حضور رئیس‌جمهور و وزیر ...
  بزرگنمايي:

عصر کرد - خراسان / چرا باید اولویت ایران استفاده حداکثری از ظرفیت دیپلماسی چندجانبه در مجمع عمومی سازمان ملل باشد، نه تمرکز صرف بر آمریکا؟
اصل حضور رئیس‌جمهور و وزیر امورخارجه در مجمع عمومی سازمان ملل، در شرایط کنونی نه‌تنها درست، بلکه از منظر راهبردی ضروری است. البته به یک شرط مهم؛ سفر به نیویورک نباید به «سخنرانی و عکس یادگاری» تقلیل پیدا کند، بلکه باید به یک عملیات فشرده سیاسی، رسانه‌ای و دیپلماتیک تبدیل شود.مجمع عمومی سازمان ملل برخلاف ظاهر تشریفاتی آن، بزرگ‌ترین بازار سالانه دیپلماسی جهان است. ده‌ها رئیس دولت و وزیرخارجه ظرف چند روز در محدوده‌ای کوچک جمع می‌شوند و دیدارهایی که در شرایط عادی به ماه‌ها هماهنگی نیاز دارد، در حاشیه این نشست امکان‌پذیر می‌شود. اهمیت نیویورک نیز بیش از آن‌که به تریبون رسمی سازمان ملل مربوط باشد، به اتاق‌های مذاکره، گفت‌وگوهای کوتاه در راهروها و دیدارهای چندجانبه پشت درهای بسته بازمی‌گردد.
در وضعیت فعلی، ایران بیش از هر زمان دیگری به شکستن محاصره «روایی» نیاز دارد. آمریکا و اسرائیل می‌کوشند جنگ را به شکلی روایت کنند که ایران، عامل انسداد دیپلماسی و تهدیدکننده امنیت منطقه معرفی شود. غیبت رئیس‌جمهور ایران، این میدان را بی‌رقیب در اختیار آنان قرار می‌دهد. سیاست خارجی علاوه بر مدیریت قدرت در میدان باید تصویری را مدیریت کند که دیگران از نحوه استفاده ایران از قدرت می‌سازند.
حضور رئیس‌جمهور این امکان را فراهم می‌کند که ایران مستقیماً با کشورهای اروپایی، اعضای بریکس، همسایگان عرب، کشورهای جنوب جهانی و دولت‌های مؤثر آسیایی گفت‌وگو کند و اجازه ندهد موضع تهران صرفاً از زبان واشنگتن و تل‌آویو برای جهان ترجمه شود. در شرایط جنگ، تحریم و منازعه بر سر تنگه‌ها، روایت ایران بخشی از قدرت ملی ایران است.
از این زاویه، حتی اگر هیچ مذاکره مستقیمی با آمریکا نیز انجام نشود، سفر می‌تواند سه دستاورد مشخص داشته باشد:
۱تثبیت روایت ایران درباره منشأ جنگ و شروط پایان آن؛
۲کاهش نگرانی کشورهای ثالث از رفتار ایران و جلوگیری از پیوستن آن‌ها به ائتلاف فشار؛
۳ ایجاد کانال‌های واسطه‌ای برای انتقال پیام و افزایش فشار سیاسی بر آمریکا، باهدف واداشتن واشنگتن به بازگشت به تفاهم اسلام آباد و اجرای تعهداتش.
تجربه موفق سال گذشته نیز نشان داد که حضور در نیویورک، اگر با برنامه ملاقات‌های متراکم، تقسیم کار میان رئیس‌جمهور و وزیرخارجه و ابتکار رسانه‌ای همراه شود، می‌تواند ایران را از موضع «موضوع مذاکرات دیگران» به جایگاه «بازیگر فعال مذاکرات» منتقل کند.البته نفس سفر به نیویورک دستاورد محسوب نمی‌شود. اگر برنامه سفر صرفاً شامل یک سخنرانی عمومی، چند دیدار تکراری با کشورهای همسو و مصاحبه‌های دفاعی باشد، حضور رئیس‌جمهور ضرورت چندانی ندارد و وزیرخارجه می‌تواند مأموریت را انجام دهد. حضور رئیس‌جمهور زمانی موجه است که سطح دیدارها متناسب با جایگاه او باشد .
تفکیک مأموریت نیز اهمیت دارد. رئیس‌جمهور باید حامل پیام سیاسی کلان، اراده ایران برای مقاومت و صلح عادلانه با درنظر گرفتن حقوق ایران و تصویر یک دولت مسلط بر تصمیم‌گیری باشد. وزیرخارجه باید وارد جزئیات مذاکرات، انتقال پیام‌ها و ساختن ائتلاف‌های موضوعی شود. اگر هر دو یک حرف بزنند و یک برنامه را تکرار کنند، بخشی از ظرفیت سفر هدر می‌رود.
بنابراین، صورت درست سؤال این نیست که در میانه درگیری چرا باید به نیویورک رفت؟ پرسش اصلی این است که آیا عاقلانه است مهم‌ترین اجتماع دیپلماتیک جهان را در حساس‌ترین مقطع جنگ، یکسره در اختیار رقیب گذاشت؟ رئیس‌جمهور و وزیر خارجه باید بروند اما نه برای حضور در مجمع عمومی، بلکه برای تبدیل نیویورک به جبهه سیاسی مکمل میدان است که اگر ایران در نیویورک حاضر نباشد، آمریکا روایت خود را پیش خواهد برد.


نظرات شما