عصر کرد - سنندج- پژوهشگر دانش بومی در کردستان گفت: نقش «ماهی درهم» در قالی کردی،حافظه هزارساله آیینی و فرهنگی یک ملت است، نقشی که از آیینهای باستانی تا امروز معنا و جهانبینی کُردها را روایت میکند.
خبرگزاری مهر؛ گروه استانها: قالی کردی همواره فراتر از یک دستبافته معیشتی یا شیء هنری صرف، بهعنوان رسانهای فرهنگی برای انتقال معنا، حافظه و جهانبینی شناخته شده است.
در میان نقشمایههای متنوع این قالیها، برخی طرحها از چنان عمق تاریخی و معنایی برخوردارند که میتوان آنها را همچون اسنادی زنده از تداوم فرهنگی یک جامعه دانست، «ماسی دەرهەم» یا نقش ماهی درهم، یکی از مهمترین این نقوش است که به گفته پژوهشگران، ریشه در نظامهای آیینی کهن داشته و همچنان در حافظه فرهنگی کُردها استمرار یافته است.
این نقش زیبا که به «ماهی درهم» یا «هراتی» معروف است از رایجترین نقشههای قالیبافی ایران است که در شهرها و روستاهای کردستان و خراسان رایج است.
قالی کردی؛ متن فرهنگی و نظام بازنمایی
زینب کریمی، استاد دانشگاه و پژوهشگر مطالعات کردی در کردستان، در گفتوگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: قالی کُردی را نمیتوان صرفاً یک محصول هنری یا کالای معیشتی دانست، بلکه این قالی یک نظام بازنمایی فرهنگی است که از طریق نقشها، الگوهای زیستی، باورهای آیینی و تجربه تاریخی، معنا را منتقل میکند.
وی افزود: در این میان، نقش «ماسی دەرهەم» یکی از کهنترین و معنادارترین نقشمایههایی است که لایههای متعددی از معنا را در خود جای داده و میتوان ریشههای آن را در آیین میتراییسم یا مهرپرستی جستوجو کرد.
این پژوهشگر مطالعات کردی ادامه داد: در نظام فکری آیین مهر، مفاهیمی چون نور، آب، زایش و تداوم حیات جایگاه محوری دارند، در این چارچوب، زایش میترا بهعنوان یک رویداد کیهانی در نظر گرفته میشود؛ لحظهای که نظم جهان از نو شکل میگیرد.
نقش «ماسی دەرهەم» حاصل تلاقی آیین میترایی، نظام نمادین زایش، حافظه زنانه و زیستجهان کوهستانی کردستان است
کریمی بیان کرد: در روایتهای نمادین این آیین، ماهی یکی از عناصر کلیدی مرتبط با زایش است. بر اساس این روایتها، دو ماهی، میترا را از آب بیرون میآورند؛ تصویری که نباید صرفاً یک روایت اسطورهای تلقی شود، بلکه بیانگر گذار از نهفتگی به ظهور و از امکان به فعلیت است.
وی گفت: همین ساختار دوگانه ماهیها را میتوان در نخستین نمونههای نقش «ماسی دەرهەم» در قالی کُردی مشاهده کرد؛ جایی که دو عنصر متقابل در کنار یک مرکز نمادین قرار گرفتهاند.
تغییر فرم، تداوم معنا
کریمی با اشاره به تحولات تاریخی این نقش افزود: در نمونههای اولیه، عنصر مرکزی میان ماهیها اغلب یک چهره انسانی یا صورت نمادین بوده که میتوان آن را نشانهای از مرکز زایش یا اصل کیهانی دانست.
وی ادامه داد: با ورود به دوره اسلامی، این عنصر مرکزی به اشکالی مانند گل، ترنج یا حوض تغییر یافت و ماهیها نیز بهتدریج به فرمهای انتزاعیتر مانند برگ یا گلبرگ تبدیل شدند.
این پژوهشگر تأکید کرد: این تغییرات را نباید بهعنوان تغییر معنا تلقی کرد، بلکه معنا ثابت مانده و تنها فرم برای سازگاری با شرایط فرهنگی جدید دگرگون شده است.
حافظه فرهنگی که در تار و پود منتقل میشود
کریمی با اشاره به گستره جغرافیایی این نقش گفت: نقش «ماسی دەرهەم» در مناطق مختلف کردستان، در شهرها و روستاهای متعدد بافته شده و این پراکندگی نشان میدهد که با یک نقش تصادفی یا فردی مواجه نیستیم، بلکه با یک الگوی تثبیتشده در حافظه فرهنگی روبهرو هستیم.
وی افزود: انتقال این نقش نه از طریق متون مکتوب، بلکه از طریق عمل بافت، مشاهده و تکرار نسل به نسل صورت گرفته و همین امر آن را به حامل نوعی دانش فرهنگی نانوشته تبدیل کرده است.

نقش ماهی و پیوند آن با بدن زنانه
این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به ابعاد مردمشناختی این نماد اظهار کرد: اهمیت نقش ماهی زمانی عمیقتر میشود که حضور آن را در زیورآلات زنان کُرد نیز مشاهده میکنیم.
نقش ماسی درهم در فرش دستباف کردی، از دوران پیشااسلامی تا امروز با وجود تییرات ظاهری، هسته مفهومی خود را حفظ کرده و همین امر قالی کُردی را از یک شیء مصرفی به یک متن فرهنگی و سند زنده حافظه تاریخی تبدیل کرده است
کریمی گفت: زنان کُرد از نماد ماهی در گردنبندها و زیورآلات استفاده میکردند که این امر نشاندهنده پیوند این نماد با مفاهیمی چون باروری، زایش، تداوم نسل و ارتباط با عنصر آب است.
وی افزود: این مسئله نشان میدهد که زن کرد تنها بافنده این نقش نبوده، بلکه حامل معنای آن نیز محسوب میشده است.
نشانهای خاموش اما خواندنی
کریمی با تأکید بر اهمیت نشانهشناختی این نقش بیان کرد: نقش «ماسی دەرهەم» را میتوان یک نشانه غیرزبانی پایدار دانست که بدون استفاده از کلام، معنا را منتقل میکند.
وی افزود: این نقش همانند واژهای است که گفته نمیشود، اما دیده و خوانده میشود؛ نه در قالب متن نوشتاری، بلکه در ساختار مادی قالی.
قالی کُردی؛ سند زنده حافظه تاریخی
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: نقش «ماسی دەرهەم» حاصل تلاقی آیین میترایی، نظام نمادین زایش، حافظه زنانه و زیستجهان کوهستانی کردستان است.
کریمی تصریح کرد: این نقش از دوران پیشااسلامی تا امروز با وجود تییرات ظاهری، هسته مفهومی خود را حفظ کرده و همین امر قالی کُردی را از یک شیء مصرفی به یک متن فرهنگی و سند زنده حافظه تاریخی تبدیل کرده است.
وی تأکید کرد: این تحلیل حاصل بررسیهای بینارشتهای در حوزههای مردمشناسی، جامعهشناسی، مطالعات آیینی و زبانشناسی فرهنگی است و نشان میدهد که چگونه یک نقش قالی میتواند حامل تاریخ، هویت و جهانبینی یک جامعه باشد.
بر این اساس، نقش «ماسی دەرهەم» را باید فراتر از یک عنصر تزئینی در قالی کُردی درک کرد؛ نشانهای فرهنگی که در بستر زمان، کارکردی همچون یک حافظه بصری پایدار یافته و توانسته مفاهیم بنیادینی چون زایش، تداوم حیات و پیوند انسان با جهان آیینی را منتقل کند.
استمرار این نقش در گستره جغرافیایی کردستان و حضور آن در زندگی روزمره، نشاندهنده تداوم یک سنت معنایی است که بدون نیاز به زبان نوشتاری، از طریق عمل بافت و تکرار فرهنگی حفظ شده است.
از این منظر، قالی کُردی نه فقط یک دستبافته، بلکه متنی زنده از تاریخ و هویت فرهنگی است که نقشهایی چون «ماسی دەرهەم» در آن، روایتگر پیوستگی حافظه جمعی از گذشتههای دور تا امروز هستند.