يکشنبه ۲۶ بهمن ۱۴۰۴
سیاسی

اظهارات رئیس جمهور درخصوص اتفاقات اخیر: حادثه خیلی بد و غیرقابل تصور بود؛ باید علت‌یابی شود

اظهارات رئیس جمهور درخصوص اتفاقات اخیر: حادثه خیلی بد و غیرقابل تصور بود؛ باید علت‌یابی شود
عصر کرد - ایرنا / رئیس‌جمهور در اختتامیه شانزدهمین جشنواره بین‌المللی فارابی با بیان اینکه ذهنیت موجود در جامعه ما زخم برداشته است درخصوص اتفاقات اخیر گفت: حادثه خیلی بدی ...
  بزرگنمايي:

عصر کرد - ایرنا / رئیس‌جمهور در اختتامیه شانزدهمین جشنواره بین‌المللی فارابی با بیان اینکه ذهنیت موجود در جامعه ما زخم برداشته است درخصوص اتفاقات اخیر گفت: حادثه خیلی بدی بود؛ واقعاً غیرقابل تصور بود. ما چرا باید به چنین جایی برسیم؟ چرا باید جوان‌های ما گول بخورند و بعضی‌هایشان کارهایی کنند که اصلاً در ذهن آدم نمی‌گنجد؟ چرا باید بیایند مسجد ما را آتش بزنند، بازار ما را آتش بزنند و نیروهای امنیتی و نظامی را هدف قرار بدهند؟ اصلاً تصورش برای آدم امکان‌پذیر نیست. باید علت‌یابی شود و برایش نسخه علمی نوشته شود. با انکار کردن، با ندیدن، با حذف کردن و پاک کردن مسئله، مشکل پاک نمی‌شود. تا بیماری را درست نشناسیم، نمی‌توانیم درمان کنیم.
مهمترین بخش اظهارات مسعود پزشکیان به شرح زیر است:
نگاه نقادانه‌ای به عملکرد خود داشته باشیم/ ما آمده‌ایم مشکلات مردم را حل کنیم
* برای من به‌عنوان مدیر، قابل قبول نیست که بگوییم فقط یک نقطه دچار اشکال شده است؛ واقعیت این است که در چندین بخش کار ما می‌لنگد. 
* بارها گفته‌ام به‌جای آنکه صرفاً با افرادی که در انتهای مسیر دچار خطا یا مشکل شده‌اند برخورد کنیم، باید به خودمان برگردیم؛ به ما که طراحی کرده‌ایم، مدیریت کرده‌ایم و نظارت بر عهده‌مان بوده است. پیش از هر چیز لازم است نگاه نقادانه‌ای به عملکرد خود داشته باشیم.
بازار
* اگر قرار است نقدی صورت بگیرد، ابتدا باید خودمان را نقد کنیم. چرا با وجود پیشینه عمیق دینی، اعتقادی و فرهنگی‌مان و با این همه سابقه و قدمت در حکمت و اندیشه، برآیند کارمان به وضعیتی منجر شده که امروز شاهد آن هستیم؟ چرا گاهی نمی‌توانیم با یکدیگر گفت‌وگو کنیم؟ چرا مسائل را شفاف و روشن با مردم در میان نمی‌گذاریم تا مشخص شود چه اتفاقی افتاده، چه کسی مسئول بوده، ریشه مشکل کجاست و چگونه باید آن را درمان کرد؟
* در یکی از جلسات اشاره کردم که پیامی از سوی یکی از فعالان اصلاح‌طلب منتشر شده که اگر صحت داشته باشد، مسئله‌ای بسیار جدی و نگران‌کننده است. 
* همان‌جا تأکید کردم باید موضوع به‌صورت دقیق بررسی شود؛ به وزیر اطلاع داده شود و از اساتید و کارشناسان خواسته شود ریشه‌یابی کنند، بیماری را تشخیص دهند و راه درمان ارائه دهند.
* اگر بناست اصلاحی صورت گیرد، این اصلاح باید از درون خود ما آغاز شود. ما آمده‌ایم مشکلات مردم را حل کنیم، نه اینکه باری بر مشکلات آنان بیفزاییم.
ذهنیت موجود در جامعه ما زخم برداشته است
* ایمان بدون عمل صالح بی‌معناست؛ جایی پیدا نمی‌کند که ایمان باشد و عمل صالح پشت سرش نباشد. یا اینکه مجموعه‌ای از عمل‌ها در قالب عمل صالح شکل بگیرد؛ آن چیزی که بالاخره انسان در مجموعه مفاهیم اعتقادی می‌فهمد این است که در حقیقت دانایی، مهارت بر آن دانایی، و بعد حکمت؛ یا باور، یا توان اجرا در جامعه. اینکه بتوانیم آنچه را می‌دانیم و می‌توانیم، برای حل مشکلات یا رسیدن به آن اهداف، اجرایی کنیم.
* معضلی که ما داریم این است که این حلقه‌ها را نمی‌توانیم به هم وصل کنیم؛ یا اگر وصل کردیم، گاه از روند کارمان فاصله می‌گیریم. یعنی آن‌گونه که باید عمل کنیم، به‌گونه‌ای دیگر اقدام می‌کنیم. 
* مسئولیتی که بر دوش این گروهِ علوم انسانی و اسلامی، بر دوش این عزیزان و بر دوش شماست، بسیار سنگین‌تر از مسئولیتی است که سیاسیون یا کسان دیگری دارند.
* این ذهنیتِ موجود در جامعه ما، به هر حال زخم برداشته است. اینکه چه راه‌حلی برای درمان این زخم وجود دارد، برمی‌گردد به اینکه شما، اساتید، دانشجویان، بزرگان دین و باور، برایش مرهمی تعریف کنید و مرهمی بگذارید.
* اگر ما این زخم را تبدیل به مرگی منجر به نابودی کنیم، معلوم است که طبابت بلد نیستیم؛ یعنی طبابت اجتماعی بلد نیستیم. نمی‌دانیم با یک پاتولوژی، با یک بیماری، چگونه باید برخورد کرد.
دانشگاه محل نوشتن نسخه درست است
* این که آدم نشنود، نبیند؛ می‌بیند ولی نبیند، می‌شنود ولی نشنود و تعقل نکند. کفر یعنی همین؛ کفر چیز دیگری نیست. چرا نباید بتوانم ببینم؟ چرا نباید بشنوم؟ و این چیزی است که باید بشنویم و ببینیم. اگر قصوری از ماست، خودمان اصلاح کنیم؛ اگر آن طرف ذهنیتی پیدا کرده، آن را اصلاح کنیم.
* مسئولین و کسانی که در این مسائل کار می‌کنند، الان بار کارشان سنگین‌تر از کارهایی است که یک سیاستمدار ممکن است بکند. ما داریم تلاش می‌کنیم این روند را ترمیم کنیم. 
* حادثه خیلی بدی بود؛ واقعاً غیرقابل تصور بود. ما چرا باید به چنین جایی برسیم؟ چرا باید جوان‌های ما گول بخورند و بعضی‌هایشان کارهایی کنند که اصلاً در ذهن آدم نمی‌گنجد؟ چرا باید بیایند مسجد ما را آتش بزنند، بازار ما را آتش بزنند و نیروهای امنیتی و نظامی را هدف قرار بدهند؟ اصلاً تصورش برای آدم امکان‌پذیر نیست.
* باید علت‌یابی شود و برایش نسخه علمی نوشته شود. با انکار کردن، با ندیدن، با حذف کردن و پاک کردن مسئله، مشکل پاک نمی‌شود. تا بیماری را درست نشناسیم، نمی‌توانیم درمان کنیم.
* ما اگر پزشک باشیم و مریض اطلاعات درست به ما ندهد، نمی‌توانیم نسخه درستی برایش بنویسیم. باید بدانیم گیر کجاست تا بتوانیم نسخه‌ای که می‌نویسیم، نسخه درستی باشد.
* باید داده جمع کنیم، باید اطلاعات بگیریم، باید معاینه کنیم، باید عکس بگیریم، باید آزمایش کنیم، باید مشورت کنیم و بعد بتوانیم این داده‌ها و این اطلاعات را به یک دستورالعمل اجرایی و برنامه تبدیل کنیم. 
* برای این مسئله هم باید همین کار را کنیم. باید دربیاوریم گیر ما کجاست، مشکل کجاست، چه باید کرد و برای چه باید کرد. باید دست‌به‌دست هم بدهیم و جلو برویم و مشکلات را حل کنیم.
* دانشگاه، به نظر من، از اول گفته‌ام و الان هم معتقدم، جایی است که می‌تواند برای این‌ها نسخه درست بنویسد؛ به شرط‌ها و شروط‌ها. در خود دانشگاه بتوانیم با همدیگر گفت‌وگو کنیم. مقام معظم رهبری از کی فرمودند که جلسات آزاداندیشی بگذارید، جلسات تدوین بگذارید، جلسات گفت‌وگو بگذارید؟ چرا باید با هم گفت‌وگو کردن بلد نباشیم و با هم دعوا کنیم؟ چرا نمی توانیم حرف دانشجو را، حرف آن یکی را، بشنویم و بعد بر اساس همان روش‌های علمی پاسخ بدهیم؟
نگاه ما به مشکلات باید طبیب‌گونه باشد/ بار سنگینی از مسئولیت بر دوش مراکز علوم انسانی است
* ظالم واقعی کسی است که در مقابل موضوعاتی که از آن گاهی ندارد می‌ایستد. قرآن می‌فرماید؛ چه کسی ستمکارتر از آن است که به خدا دروغ ببندد؟
* مفسران بارها گفته‌اند که مقصود از دروغ بستن به خدا، در حقیقت فریب دادن مردم است؛ چراکه به خداوند نمی‌توان دروغ گفت. او از درون دل‌ها آگاه است و حقیقت انسان را می‌داند. 
* بنابراین، ظالم‌ترین انسان کسی است که حقیقت را تحریف کند، سخن ناروا را به نام حق عرضه کند، یا هنگامی که سخن درست و صادقانه‌ای به او می‌رسد، آن را تکذیب کند.
* قرآن می‌فرماید: اهل تقوا کسانی هستند که هم سخن راست می‌گویند و هم وقتی سخن راست را می‌شنوند، آن را می‌پذیرند. 
* معیار تقوا فقط گفتن حق نیست؛ پذیرش حق نیز هست. اگر سخن صحیحی ارائه شد، باید در برابر آن تواضع کرد، نه اینکه از سر تعصب یا مصلحت‌اندیشی‌های نادرست، آن را انکار کرد.
* امروز در ادبیات علمی جهان از «سیاست‌گذاری مبتنی بر شواهد» و «مدیریت مبتنی بر شواهد» سخن گفته می‌شود؛ یعنی تصمیم‌ها باید بر پایه داده‌های معتبر، تحلیل‌های متقن و بنیان‌های استوار باشد، نه بر اساس ذهنیت‌ها، پیش‌فرض‌های اثبات‌نشده یا برداشت‌های شخصی.
* قرآن نیز همین تمایز را با تعبیر «کلمه طیبه» و «کلمه خبیثه» بیان می‌کند. کلمه خبیثه مانند گیاهی است که ریشه ندارد و بر سطح زمین قرار گرفته است؛ ثباتی ندارد و با هر بادی از جا کنده می‌شود. اما کلمه طیبه ریشه‌دار است، استوار است و ثمر می‌دهد. 
* خداوند می‌فرماید: اهل ایمان با سخن استوار و مستدل، در دنیا و آخرت پابرجا می‌مانند.
* پس سخن درست، ریشه دارد. باید آن را گفت و وقتی گفته شد، باید پذیرفت. تصمیم‌گیری صحیح نیز زمانی شکل می‌گیرد که درست ببینیم، درست بشنویم و درست تحلیل کنیم.
* به باور من، بار سنگینی از این مسئولیت بر دوش مراکز علوم انسانی است؛ در همه رشته‌ها و حوزه‌ها. نگاه ما باید طبیب‌گونه باشد: نخست تشخیص دقیق مسئله، سپس ارائه نسخه متناسب با هر درد. هر مسئله‌ای درمان خاص خود را می‌طلبد و نمی‌توان با نسخه‌های کلی و تکراری، مشکلات پیچیده را حل کرد.
* سال‌هاست در دانشگاه، با وزرا و اساتید گرانقدر درباره معضلات کشور گفت‌وگو کرده‌ایم و از جامعه دانشگاهی خواسته‌ایم برای حل مسائل به کمک بیاید؛ از آب، برق، گاز و انرژی گرفته تا صنعت، تجارت و مسائل اجتماعی و اقتصادی.
* این‌ها موضوعاتی نیست که صرفاً با اداره روزمره دستگاه‌ها حل شود. اگر سازوکارهای اداری موجود به‌تنهایی کارآمد بودند، بسیاری از این مشکلات تاکنون برطرف شده بود.
باید کمک کنید جامعه را به وحدت و انسجام برسانیم
* به هر حال، من در خدمت شما بزرگان درس پس می‌دهم. نگاه، باور و اعتقاد ما باید بر این شکل بگیرد که راستی را بپذیریم؛ در برابر راستی سر خم کنیم، اشکالات و عیب‌های خودمان را ببینیم و اصلاحشان کنیم تا بتوانیم در کنار هم قرار بگیریم.
* باید کمک کنید جامعه را به وحدت و انسجام برسانیم. باید دست‌به‌دست هم بدهیم و آن فرهنگ ایرانی، فرهنگ ایرانی ـ اسلامی را در این کشور عملی کنیم. با حرف و با سخنرانی هم نمی‌شود؛ «علماً، عملاً، ایمانِ صالحین»


نظرات شما