پنجشنبه ۱۴ آبان ۱۴۰۵
ورزشی

یازده ماه فرصت برای خداحافظی از تیم ملی؛ قبل از آنکه فوتبال مجبورمان کند لطفا بروید!

یازده ماه فرصت برای خداحافظی از تیم ملی؛ قبل از آنکه فوتبال مجبورمان کند لطفا بروید!
عصر کرد - آخرین خبر/گاهی تعویق یک تورنمنت، می‌تواند بیشتر از آنکه یک اتفاق ناخوشایند باشد، فرصتی برای فکر کردن باشد. حالا که جام ملت‌های آسیا با یازده ماه تأخیر در ...
  بزرگنمايي:

عصر کرد - آخرین خبر /گاهی تعویق یک تورنمنت، می‌تواند بیشتر از آنکه یک اتفاق ناخوشایند باشد، فرصتی برای فکر کردن باشد. حالا که جام ملت‌های آسیا با یازده ماه تأخیر در عربستان برگزار خواهد شد فرصتی برای خداحافظی‌هایی که سال‌هاست به تعویق افتاده‌اند و تصمیم‌هایی که کسی جرأت گرفتنشان را ندارد.
به گزارش آخرین خبر، قرار نیست همیشه یک سرمربی، یک روزنامه‌نگار یا افکار عمومی بازیکنی را به در خروجی هدایت کند. شاید زیباتر باشد آنهایی که سال‌ها پیراهن تیم ملی را پوشیده‌اند، خودشان زمان رفتن را تشخیص بدهند. چه چیزی باشکوه‌تر از اینکه یک بازیکن پیش از آنکه نیمکت‌نشین شود، پیش از آنکه نامش از فهرست خط بخورد و پیش از آنکه به سوژه انتقادها تبدیل شود خودش درخواست یک بازی خداحافظی کند؟ مگر نه اینکه فوتبال را با خاطرات خوبش به یاد می‌آوریم؟
شاید وقت آن رسیده علیرضا جهانبخش بپذیرد که همیشه نمی‌شود در نقطه اوج ماند. میلاد محمدی خودش تصمیم به رفتن بگیرد و احسان حاج‌صفی از خیر رکوردهای فردی و آمارهایش با پیراهن تیم ملی بگذرد. شاید شجاع خلیل‌زاده هم به این نتیجه برسد که وقتی فضای پیرامونش دیگر مثل گذشته نیست، حفظ شأن و منش حرفه‌ای، گاهی در کناره‌گیری به‌موقع خلاصه می‌شود. حتی زمزمه‌های خداحافظی سامان قدوس هم می‌تواند نشانه‌ای از همین بلوغ باشد؛ اینکه گاهی باید پیش از آنکه دیگران برایت تصمیم بگیرند، خودت تصمیم بگیری.
این فوتبال به اندازه کافی از بازیکنانی که برای رسیدن به پیراهن تیم ملی جنگیده‌اند، خاطره دارد. قرار نیست این پیراهن تا ابد وسیله‌ای برای رسیدن به اهداف شخصی، ثبت رکوردهای تازه یا تمدید دوران حضور در ویترین فوتبال باشد. تیم ملی متعلق به هیچ بازیکنی نیست؛ حتی آنهایی که سال‌ها برایش زحمت کشیده‌اند.
شاید اگر چنین اتفاقی رخ بدهد، امیر قلعه‌نویی هم بالاخره مجال و جسارت بیشتری برای جوانگرایی پیدا کند. جوانگرایی نباید فقط در نشست‌های خبری و مصاحبه‌ها تکرار شود؛ باید در فهرست تیم ملی دیده شود، در ترکیب شکل بگیرد و البته با پذیرش واقعیت‌هایی همراه باشد که نمی‌توان تا ابد از آنها فرار کرد.
اما این فرصت فقط برای بازیکنان نیست. شاید بعضی مربیان هم باید از خودشان بپرسند که آیا هنوز چیزی برای ارائه دارند یا صرفاً به صندلی‌شان چسبیده‌اند؟ آیا وقت آن نرسیده که فوتبال ایران با چند تصمیم شجاعانه، از تکرار خودش دست بکشد؟
یازده ماه زمان کمی نیست. شاید این تأخیر، فرصتی باشد تا به جای آنکه در جام ملت‌های بعدی با همان نام‌ها، همان نگرانی‌ها و همان امیدهای تکراری حاضر شویم، نسلی تازه را به میدان بفرستیم.
گاهی بزرگ‌ترین خدمت به تیم ملی، ماندن نیست؛ بلد بودنِ زمان رفتن است. خداحافظی هم همیشه شکست نیست. بعضی خداحافظی‌ها، آخرین و شاید باشکوه‌ترین گل یک بازیکن به فوتبال هستند.


نظرات شما