سه شنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۵
گفتگو

اطلاعاتی جدید از ردپاهای تازه دایناسورها در ایران؛ چرا جزئیات این کشف علمی منتشر نشده است؟

اطلاعاتی جدید از ردپاهای تازه دایناسورها در ایران؛ چرا جزئیات این کشف علمی منتشر نشده است؟
عصر کرد - ایسنا/ یک دیرینه‌شناس و جانورشناس از شناسایی صخره‌ای حاوی ده‌ها ردپای دایناسور در ایران خبر داده، ولی هنوز جزئیات محل کشف و ویژگی‌های زمین‌شناختی آن منتشر نشده ...
  بزرگنمايي:

عصر کرد - ایسنا / یک دیرینه‌شناس و جانورشناس از شناسایی صخره‌ای حاوی ده‌ها ردپای دایناسور در ایران خبر داده، ولی هنوز جزئیات محل کشف و ویژگی‌های زمین‌شناختی آن منتشر نشده است. به گفته وی، خودداری از انتشار این اطلاعات، به دلیل ضرورت حفاظت از محوطه و رعایت ملاحظات علمی و حرفه‌ای پژوهش است.
وقتی صحبت از یافتن فسیل یا ردپای دایناسورها به میان می‌آید، اولین چیزی که به ذهن می‌رسد یک کشف هیجان‌انگیز از گذشته‌های دور زمین است؛ اما ماجرا همیشه به این سادگی نیست. گاهی با پیدا کردن یک اثر، تازه دشواری‌های تیم پژوهشی آغاز می‌شود. محافظت از اثر در برابر تخریب، هزینه‌هایی که برای بررسی و ثبت آن باید پرداخت شود تا انتشار یافته‌های پژوهش در نشریات معتبر علمی، مسیری است که باید یک گروه پژوهشی طی کنند.
در روزهای اخیر، عرفان خسروی، دیرینه‌شناس و جانورشناس در پیامی که در صفحه شخصی خود در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرده بود، از کشف صخره‌ای حاوی ده‌ها ردپای دایناسور در ایران خبر داد. پس از بازنشر این خبر در ایسنا، این موضوع بازتاب گسترده‌ای در رسانه‌ها پیدا کرد و صحبت‌های مختلفی در مورد آن مطرح شد.
در گفتگو با عرفان خسروی، به پشت پرده این خبر و مسیر این گروه پژوهشی برای تبدیل این یافته به یک دستاورد و کشف واقعی علمی پرداختیم. این‌که چرا نباید محل این ردپاها را افشا کرد؛ تامین هزینه‌های این پژوهش چه دشواری‌هایی دارد و برای انتشار خبر چنین کشفی باید به چه نکاتی توجه داشت؟
عرفان خسروی، درباره انتشار خبر کشف صخره‌ای حاوی ده‌ها ردپای دایناسور در ایران توضیح داد: در اطلاع‌رسانی اولیه تلاش کردم مرز میان خبر و اطلاعات علمی را روشن نگه دارم. فعلاً فقط خبر پیدا شدن صخره‌ای حاوی ده‌ها ردپای دایناسور را اعلام کرده‌ام. این با انتشار نتایج یک پژوهش علمی تفاوت دارد. هنوز بررسی‌های لازم برای تعیین ویژگی‌های دقیق ردپاها و تفسیر آن‌ها انجام نشده و ترجیح می‌دهم تا تکمیل پژوهش و انتشار نتایج در یک نشریه علمی داوری‌شده، از ارائه جزئیات بیشتر خودداری کنم.
وی با اشاره به تجربه‌های پیشین خود در کشف و مطالعه ردپاهای دایناسورها در ایران، افزود: این نخستین محوطه ردپای دایناسور در ایران نیست و من خودم نیز در شناسایی و بررسی برخی نمونه‌های پیشین مشارکت داشته‌ام. بنابراین موضوع صرفاً اعلام کشفی تازه یا ثبت یک رکورد نیست. اهمیت علمی چنین یافته‌ای پس از مطالعه دقیق ردپاها، مجموعه آن‌ها، لایه‌های زمین‌شناختی و شواهد همراهشان مشخص می‌شود.
خسروی با تأکید بر این‌که خود او کاشف این مجموعه نیست، گفت: یکی از دوستانم این آثار را پیدا کرده و موضوع را با من در میان گذاشته است. من نیز پس از بررسی اطلاعات اولیه، برای برنامه‌ریزی پژوهش وارد ماجرا شدم. طبیعتاً تا زمانی که شرایط لازم برای بررسی و حفاظت فراهم نشده باشد، اعلام هویت یابنده یا موقعیت محل کشف ضرورتی ندارد.
از گنج‌یابان تا گودزیلا؛ مشکلات حفاظت از محوطه‌های فسیلی
این جانورشناس و دیرینه‌شناس درباره دلایل نگرانی از افشای محل کشف، گفت: در سال‌های گذشته بارها با افرادی روبه‌رو شده‌ام که به دنبال گنج، طلسم، فسیل‌های خیالی یا موجوداتی مثل پری دریایی و گودزیلا بوده‌اند. حتی کسانی با من تماس گرفته‌اند و اصرار داشته‌اند که در منطقه آن‌ها گودزیلا وجود دارد! شاید این حرف‌ها خنده‌دار به نظر برسد، اما وقتی پای یک محوطه فسیلی واقعی در میان باشد، پیامد چنین باورهایی همیشه خنده‌دار نیست.

عصر کرد


به گفته وی؛ برخی افراد وجود فسیل را نشانه وجود گنج می‌دانند، بعضی به دنبال فروش نمونه‌ها هستند و عده‌ای نیز صرفاً از سر کنجکاوی یا با تصور اینکه چیزی ارزشمند یافته‌اند، به آثار آسیب می‌زنند.
خسروی افزود: چنین مشکلاتی محدود به ایران نیست، اما در اینجا تجربه‌های ناخوشایندی از تخریب آثار فسیلی داریم. بنابراین خودداری از اعلام موقعیت محوطه، دست‌کم تا زمانی که بررسی‌های اولیه و اقدامات لازم برای حفاظت انجام شود، یک تصمیم حرفه‌ای است.
وی با یادآوری این‌که در سال‌های گذشته تعدادی از ردپاهای دایناسورها در ایران بر اثر دخالت انسان تخریب شده‌اند، ادامه داد: در بعضی موارد ردپاهایی را که سال‌ها روی صخره باقی مانده بودند، با پتک و کلنگ شکسته‌اند. ما نمی‌دانیم چه کسانی این کار را کرده‌اند یا انگیزه‌شان چه بوده است.
این پژوهشگر در توضیح یکی از احتمال‌هایی که درباره چنین تخریب‌هایی مطرح است، گفت: افراد خیال‌پردازی هستند که سنگ‌های معمولی، سنگ‌های فرسایش‌یافته یا سنگ‌های صیقل‌خورده و گرد را به‌عنوان تخم دایناسور معرفی می‌کنند و خودشان را کاشف یا «فسیل‌شناس تجربی» می‌نامند. می‌دانم که دل بسیاری از دیرینه‌شناسان ایرانی از این افراد و مداخلات و مدعیات آن‌ها خون است، ولی این‌ها حتی ما را تهدید به شکایت هم کرده‌اند؛ می‌دانید داستانش شبیه آن کسی است که نقش مار می‌کشید، چنان‌که افتد و دانی! بعید نمی‌دانم که گاهی رقابت‌های سودجویانه یا تلاش برای انحصاری جلوه‌دادن کشفیات نیز در تخریب نمونه‌های واقعی نقش داشته باشد. البته این فقط یکی از احتمال‌ها است و بدون شواهد کافی نمی‌توان تخریب یک اثر مشخص را به اشخاص یا گروه خاصی نسبت داد.
چرا هر ادعایی درباره کشف فسیل را نباید باور کرد؟
خسروی با اشاره به ضرورت بررسی اصالت یافته‌های فسیلی، توضیح داد: هر سال افراد زیادی مدعی کشف تخم دایناسور، ردپای دایناسور یا حتی استخوان‌های دایناسور می‌شوند. در بسیاری از موارد، آنچه پیدا کرده‌اند اصلاً فسیل نیست. ممکن است یک سنگ معمولی، ساختاری زمین‌شناختی یا اثری باشد که به دلایل دیگری به فسیل شباهت پیدا کرده است.
وی با بیان این‌که گسترش ابزارهای تولید تصویر با هوش مصنوعی نیز به این آشفتگی دامن زده است، ادامه داد: مدتی پیش تصویری ساختگی منتشر شد که ظاهراً کشف یک دایناسور در خراسان را نشان می‌داد. بعد هم روایت‌های عجیب‌وغریبی درباره حکم شرعی خوردن گوشت دایناسور به آن اضافه شد. چنین ماجراهایی نشان می‌دهند که چگونه یک تصویر جعلی می‌تواند به‌سرعت به خبری ظاهراً واقعی تبدیل شود.
به گفته خسروی، وظیفه پژوهشگر این است که حتی در برخورد با یافته‌ای بسیار هیجان‌انگیز، ابتدا درباره ماهیت و اصالت آن پرسش کند و شواهد را بررسی کند.
این پژوهشگر تأکید کرد: در مورد مجموعه تازه‌ای که خبرش را منتشر کرده‌ام، بر اساس بررسی‌های اولیه اطمینان داریم که با ردپاهای دایناسورها روبه‌رو هستیم. اما تشخیص ردپا بودن یک اثر، تازه آغاز کار است. هنوز باید ویژگی‌های ریخت‌شناختی، تعداد و آرایش ردپاها، مسیرهای حرکتی و زمینه زمین‌شناختی آن‌ها بررسی شود. نمی‌توان پیش از انجام این مطالعات درباره تمام جزئیات یافته اظهارنظر کرد.
ماجرای آرکئوراپتور؛ وقتی یک فسیل ساختگی خبرساز شد
این دیرینه‌شناس برای توضیح پیامدهای اطلاع‌رسانی شتاب‌زده، به یکی از جنجالی‌ترین رویدادهای تاریخ معاصر دیرینه‌شناسی، یعنی ماجرای فسیل «آرکئوراپتور» (Archaeoraptor) اشاره کرد و گفت: در سال ۱۹۹۹ مجله نشنال جئوگرافیک گزارشی درباره فسیل جانوری پردار منتشر کرد که ظاهراً ویژگی‌های دایناسورهای غیرپرنده و پرندگان را با هم داشت. این نمونه به‌عنوان یافته‌ای بسیار مهم در مطالعه خاستگاه پرندگان معرفی شد و تعدادی از دیرینه‌شناسان شناخته‌شده نیز در بررسی آن مشارکت داشتند.
وی ادامه داد: اما بعد مشخص شد که آنچه به‌عنوان اسکلت یک جانور واحد معرفی شده بود، در واقع از اتصال بخش‌هایی از فسیل‌های متفاوت ساخته شده است. قطعات فسیلی واقعی بودند، اما مجموعه‌ای که از آن‌ها ساخته بودند، متعلق به یک جانور واقعی نبود.

عصر کرد


به گفته خسروی؛ مسئله مهم این بود که خبر این کشف پیش از انتشار توصیف علمی معتبر و تکمیل بررسی‌های لازم به مخاطبان گسترده رسیده بود.
وی افزود: بعدها روشن شد که درباره اصالت نمونه، پیش از انتشار گزارش عمومی نیز تردیدهایی وجود داشته و مسیر انتشار پژوهش در نشریات علمی با مشکل روبه‌رو شده بود. بااین‌حال، گزارش نشنال جئوگرافیک منتشر شد و پس از آشکارشدن ساختگی‌بودن نمونه، بحث گسترده‌ای درباره مسئولیت پژوهشگران، گردآورندگان فسیل و مسئولان رسانه شکل گرفت.
خسروی با بیان این‌که از چنین رویدادی نباید نتیجه گرفت که تمام اطلاعات علمی باید تا زمان چاپ مقاله محرمانه بمانند، گفت: مسئله این نیست که هر خبری پیش از انتشار مقاله الزاماً نادرست است. مسئله این است که نباید برداشت‌های اولیه، فرضیه‌ها و ادعاهایی را که هنوز به‌قدر کافی بررسی نشده‌اند، به‌عنوان نتیجه قطعی پژوهش به جامعه معرفی کرد.
وی خاطر نشان کرد: به‌ویژه در مواردی که کشفی بسیار غیرمنتظره یا استثنایی به نظر می‌رسد، ضرورت بررسی دقیق‌تر بیشتر می‌شود. این احتیاط فقط برای حفظ اعتبار شخصی پژوهشگران نیست؛ بلکه برای حفظ اعتبار خود علم و جلوگیری از گمراه‌شدن مخاطبان نیز ضرورت دارد.
از مستندسازی سه‌بعدی تا قالب‌گیری سیلیکونی
خسروی درباره برنامه بررسی مجموعه تازه‌شناسایی‌شده توضیح داد: پژوهش میدانی تنها به بازدید از محوطه و عکس‌گرفتن از ردپاها محدود نخواهد بود.
وی گفت: برای انجام این پژوهش احتمالاً باید دو یا سه نوبت به محل مراجعه کنیم. بسته به نوع فعالیت، هر نوبت ممکن است به حضور گروهی چهار تا ۱۰ نفره نیاز داشته باشد. باید سطح سنگ را بررسی و نقشه‌برداری کنیم، در محوطه‌های اطراف هم تا جایی که می‌توانیم به دنبال نمونه‌های احتمالی بیشتر بگردیم که خود این کار به نفرات و تجربه بسیار زیادی احتیاج دارد، موقعیت و مشخصات ردپاها را ثبت کنیم و تا حد امکان داده‌های لازم برای بازسازی سه‌بعدی آن‌ها را به دست بیاوریم.
این پژوهشگر با بیان این‌که یکی از مهم‌ترین بخش‌های این فعالیت، ثبت جزئیات سه‌بعدی فرورفتگی‌های برجای‌مانده در سنگ است، توضیح داد: ردپای دایناسور فقط تصویری از شکل کف پای جانور نیست. شکل فرورفتگی، عمق بخش‌های مختلف آن، آثار تغییرشکل رسوبات و ارتباط ردپاها با یکدیگر می‌توانند اطلاعاتی درباره چگونگی تماس پا با بستر و بعضی جنبه‌های حرکت جانور فراهم کنند.
وی افزود: یکی از روش‌های موردنظر ما تهیه قالب سیلیکونی از ردپاها است. قالب‌گیری، اگر با مواد مناسب و با رعایت ملاحظات حفاظتی انجام شود، امکان ثبت نسخه‌ای فیزیکی از جزئیات سطح را فراهم می‌کند. این قالب‌ها را می‌توان به آزمایشگاه منتقل کرد و از روی آن‌ها نسخه‌هایی برای مطالعه یا نمایش ساخت.
خسروی درباره دشواری‌های اجرایی این کار، گفت: قالب‌گیری از یک سطح طبیعی بزرگ با قالب‌گیری از یک شیء کوچک آزمایشگاهی تفاوت دارد. مقدار مواد، شیب و وضعیت سطح، شرایط جوی و زمان لازم برای گیرش سیلیکون همگی اهمیت دارند. بسته به نوع ماده انتخاب‌شده، ممکن است لازم باشد قالب مدتی روی سطح باقی بماند. بارندگی، برف یا تغییرات دما می‌توانند عملیات را مختل کنند.
این پژوهشگر افزود: برای بخش دیگری از مستندسازی نیز از عکاسی دقیق و روش‌های بازسازی سه‌بعدی مانند فتوگرامتری استفاده خواهد شد. به گفته او؛ هدف اصلی ثبت بیشترین میزان اطلاعات علمی پیش از آن است که عوامل طبیعی به سطح ردپاها آسیب بیشتری وارد کنند.
هزینه سیلیکون؛ برآورد اولیه ۳۵۰ تا ۸۰۰ میلیون تومان
خسروی درباره هزینه‌های پیش‌بینی‌شده توضیح داد: برآورد مقدماتی ما از هزینه تهیه سیلیکون موردنیاز، بسته به نوع مواد و وسعت سطحی که قرار است قالب‌گیری شود، در حدود ۳۵۰ تا ۸۰۰ میلیون تومان است. البته هنوز برآورد نهایی و استعلام کامل قیمت‌ها انجام نشده و با توجه به تغییرات سریع قیمت‌ها، این ارقام ممکن است تغییر کنند.
وی تأکید کرد: خرید مواد قالب‌گیری تنها بخشی از هزینه‌های پروژه است؛ هزینه رفت‌وآمد و اقامت گروه پژوهشی، تجهیزات موردنیاز، آماده‌سازی قالب‌ها، مستندسازی سه‌بعدی و مراحل بعدی پژوهش نیز باید در نظر گرفته شود. طبیعتاً می‌توان پروژه را بر اساس منابع مالی موجود مرحله‌بندی کرد.
این دیرینه‌شناس درباره زمان پایان پژوهش نیز گفت: در حال حاضر نمی‌توانم تاریخ دقیقی اعلام کنم. ابتدا باید عملیات میدانی انجام شود، سپس داده‌ها پردازش و تحلیل شوند و نتایج در قالب مقاله تدوین شوند. فرایند داوری و انتشار مقاله نیز زمان مشخص و قابل‌پیش‌بینی ندارد. بنابراین اعلام یک زمان قطعی در این مرحله واقع‌بینانه نیست.
دشواری تأمین مالی پژوهش‌های دیرینه‌شناسی
خسروی در ادامه به مشکلات تأمین هزینه‌های پژوهش‌های میدانی اشاره کرد و گفت: در گذشته بخشی از هزینه‌های چنین پژوهش‌هایی از طریق اعتبارات دانشگاهی تأمین می‌شد و بسیاری از پژوهشگران نیز قسمت عمده‌ای از مخارج کار را شخصاً پرداخت می‌کردند. من هم در طول فعالیت‌های پژوهشی بارها هزینه‌های کار میدانی و تحقیق را از جیب خودم هزینه کرده‌ام.
در گذشته بخشی از هزینه‌های چنین پژوهش‌هایی از طریق اعتبارات دانشگاهی تأمین می‌شد و بسیاری از پژوهشگران نیز قسمت عمده‌ای از مخارج کار را شخصاً پرداخت می‌کردند، ولی امروز فاصله میان هزینه‌های واقعی پژوهش و توان مالی شخصی پژوهشگران بسیار بیشتر شده است. به همین دلیل، دیگر نمی‌توان مانند گذشته به تأمین شخصی هزینه‌ها اتکا کرد.
وی افزود: این مسئله محدود به من نیست. بسیاری از دانشجویان تحصیلات تکمیلی و پژوهشگران مستقل نیز با همین مشکل روبه‌رو بوده‌اند. تفاوت امروز با گذشته این است که فاصله میان هزینه‌های واقعی پژوهش و توان مالی شخصی پژوهشگران بسیار بیشتر شده است. به همین دلیل، دیگر نمی‌توان مانند گذشته به تأمین شخصی هزینه‌ها اتکا کرد.
این دیرین‌شناس با اشاره به این‌که درخواست حمایت مالی از علاقه‌مندان به علم یکی از راه‌هایی است که می‌تواند به ادامه چنین پژوهش‌هایی کمک کند، ادامه داد: برای انجام این پروژه، از افراد علاقه‌مند خواسته‌ایم اگر تمایل و امکان دارند، حتی با مبالغ کوچک در تأمین هزینه‌ها مشارکت کنند. قرار نیست الزاماً یک شخص یا مؤسسه تمام بودجه را فراهم کند.
حمایت‌های مردمی و ضرورت شفافیت مالی
خسروی درباره واکنش‌ها به فراخوان حمایت مالی، گفت: خوشبختانه پس از انتشار خبر، تعدادی از علاقه‌مندان کمک‌هایی به پروژه کرده‌اند و افرادی هم برای مشارکت اعلام آمادگی کرده‌اند. این استقبال برای ما ارزشمند است، چون نشان می‌دهد کسانی هستند که اهمیت چنین پژوهش‌هایی را درک می‌کنند و حاضرند برای انجام آن‌ها مشارکت کنند.
وی درباره نحوه دریافت و هزینه‌کرد کمک‌ها، توضیح داد: تلاش می‌کنیم تمام کمک‌های مالی دریافتی و هزینه‌های مربوط به پروژه ثبت و مستند شوند و گزارش روشنی از نحوه مصرف منابع در اختیار حامیان قرار گیرد. طبیعتاً اگر کسی نخواهد نامش منتشر شود، به خواسته‌اش احترام می‌گذاریم.
این پژوهشگر افزود: کمک‌های مردمی ماهیت سرمایه‌گذاری تجاری ندارند. هدف از این مشارکت، تأمین هزینه‌های پژوهش و ثبت اطلاعات علمی است. حمایت مالی به معنای مالکیت بر آثار فسیلی یا نتایج پژوهش نیست.
خسروی در پایان تأکید کرد: هدف اصلی، انجام پژوهشی است که نتایج آن در اختیار جامعه علمی قرار گیرد؛ برای ما مسئله این است که اطلاعات این آثار، پیش از آنکه بر اثر هوازدگی یا دخالت‌های انسانی از بین بروند، تا حد امکان ثبت شوند. اگر بتوانیم با کمک علاقه‌مندان این کار را انجام دهیم، دست‌کم بخشی از میراث طبیعی کشور را از نظر علمی مستند کرده‌ایم؛ میراثی که اگر اطلاعاتش از دست برود، دیگر نمی‌توان آن را بازآفرینی کرد.


نظرات شما