عصر کرد - ورزش 3 /کیلیان امباپه در مصاحبه مفصلی با نشریه آاس درباره موضوعات مختلفی از جمله توپ طلا صحبت کرد.
والدبباس محل این دیدار است؛ از یک طرف روزنامه آاِس و از طرف دیگر کیلیان امباپه، دلیل این دیدار، اولین مصاحبه او بهعنوان بازیکن رئال مادرید با یک روزنامه ورزشی اسپانیایی است.
این گفتوگو و دیدار، بازیکنی را نشان داد که کاملاً متعهد به رئال مادرید است و از تصمیماتش، بهخصوص مهمترین تصمیم زندگی حرفهایاش یعنی بازی برای تیم سفیدپوش، اطمینان دارد. امباپه میگوید:«اگر میخواهی بخشی از تاریخ فوتبال باشی، یک روز باید برای رئال مادرید بازی کنی.»
حالا دو سال و چند ماه است که بازیکن رئال مادرید هستید. آیا رئال همان چیزی است که آن کودکِ رویای بازی در اینجا تصور میکرد؟
بله، کاملاً. انتظار بهترین باشگاه دنیا را داشتم و اینکه شور و هیجان زیادی از سوی هواداران رئال مادرید در سراسر جهان دریافت کنم. وقتی به اینجا آمدم، از قبل جایگاه خاصی داشتم، اما وقتی بازیکن رئال مادرید میشوید، وارد سطح دیگری میشوید؛ یک سطح بالاتر. فکر میکنم اگر میخواهید بخشی از تاریخ فوتبال باشید، باید در رئال مادرید باشید.
و چیزی را که دنبالش بودید پیدا کردید؟
آرامش بیشتری پیدا کردم. در فرانسه آرامش کمتری دارم. میخواستم با یک فرهنگ جدید آشنا شوم و خیلی سریع با فرهنگ اسپانیا سازگار شوم. هنوز کمی زمان نیاز دارم، البته، اما فکر میکنم هر روز در اسپانیا بهتر میشوم. هیچوقت اینجا لحظهای نداشتم که احساس کنم خوشحال نیستم. فقط در ابتدا، زمانی که خانه نداشتم. وقتی خانه نداری، احساس عجیبی داری. همیشه دلت میخواهد به خانهات برسی و کنار عزیزانت باشی. به محض اینکه خانهام را پیدا کردم، همیشه در مادرید و اسپانیا خوشحال بودم.
جرئت میکنید برای قدم زدن بیرون بروید؟
بله، اما نه خیلی زیاد. کمی میتوانم بیرون بروم. آرامش دارم، اما طبیعی است. این بخشی از کار و زندگی من است و صددرصد آن را میپذیرم.
در مادرید زندگی خوبی دارید؟
بله، در مادرید خیلی خوب زندگی میکنم. واقعاً.
رئال مادرید، اسپانیا و مادرید بهعنوان یک شهر؛ آیا همان چیزی هستند که انتظار داشتید؟
بله، صددرصد. حتی یک درصد هم کمتر از چیزی که انتظار داشتم نیست. اینکه هر هفته در برنابئو بازی کنید، یک افتخار است. اینکه اینهمه حمایت از سوی هواداران داشته باشید. در اسپانیا چیزی پیدا کردم که انتظارش را نداشتم. از سراسر اسپانیا حمایت دریافت کردم. زندگی در اینجا را خیلی دوست دارم. این اولین بار بود که از کشورم خارج میشدم و لحظه مهمی در زندگیام بود. خیلی خوشحالم که این تصمیم را گرفتم. بازی در برنابئو همیشه هیجانانگیز است، به خاطر جایگاه اسطورهای و تاریخ این ورزشگاه. هر مسابقه یک فرصت جدید است.

یادم هست یک بار با پاریسنژرمن به برنابئو آمدید و به نظر میرسید با تحسین به ورزشگاه نگاه میکنید. همه ما فکر کردیم: «دارد خانهای را تحسین میکند که بهزودی خانه خودش خواهد شد.» آن زمان به چه چیزی فکر میکردید؟
این حس کمی متفاوت بود، چون بازی کردن برای رئال مادرید احساس متفاوتی دارد. وقتی با پاریسنژرمن آمدم، برنابئو هنوز تکمیل نشده بود. ورزشگاه فوقالعادهای بود، اما هنوز کامل نشده بود. یکسری چیزها باقی مانده بود. یادم هست شما میگفتید که من به ورزشگاه نگاه میکردم و فکر میکردم قرار است اینجا بازی کنم. خوب یادم هست.
روز قبل از بازی لیگ قهرمانان بود و داخل ورزشگاه سر و صدای زیادی وجود داشت. کارگران مشغول کار بودند و صدای زیادی از بالا میآمد. به همین دلیل همه ما به سمت بالا نگاه میکردیم، چون فکر میکردیم ممکن است چیزی روی سرمان سقوط کند! گفته میشد که من هیجانزده بودم و البته همینطور هم بود. ورزشگاه فوقالعاده و تاریخی بود، اما در آن لحظه سر و صدای زیادی وجود داشت. از روز مراسم معارفهام و در هر مسابقهای که بازی میکنم، این حس را دارم که اینجا چیزی خاص وجود دارد.
هنوز هم بازی کردن در برنابئو شما را هیجانزده میکند؟
بله، همیشه، همیشه. این یک ورزشگاه اسطورهای است. سنگینی تاریخ را احساس میکنید و هر مسابقه متفاوت است. همه آنچه در گذشته اتفاق افتاده را فراموش میکنید و روی چیزی که قرار است اتفاق بیفتد تمرکز میکنید. هر بار فرصتی دارید تا کار جدیدی انجام دهید و چنین چیزی را در همه ورزشگاههای دنیا نمیبینید. میدانم که من و تیم، شبهای جادویی بیشتری را در برنابئو تجربه خواهیم کرد. هیچ جای بهتری در دنیا برای تجربه یکی از آن شبهای جادویی وجود ندارد.
فلورنتینو پرز سالها برای جذب شما تلاش کرد تا اینکه سرانجام موفق شد. او چه نقشی در آمدن شما داشت؟
او کسی است که من را به اینجا آورد. ما در تمام این مدت، طی ۱۰ سال پیش از آمدنم، با یکدیگر در ارتباط بودیم. او همیشه با توجه به شرایط هر تصمیمی که گرفته میشد، چه تصمیمهای مثبت و چه تصمیمهای منفی برای رئال مادرید، محبت و درک خودش را نشان میداد. او همیشه به من میگفت که یک روز برای رئال مادرید بازی خواهم کرد و حالا اینجا هستم و علاوه بر این، بسیار خوشحالم. به همین دلیل باید از او بابت تمام کارهایی که برای من انجام داده و همچنان انجام میدهد تشکر کنم. او بهترین رئیس باشگاه دنیاست.
آیا جزئیاتی وجود داشت که شما را برای آمدن به رئال متقاعد کند؟
اگر صادق باشم، برای آمدن به رئال مادرید هیچچیز و هیچکس نباید تو را متقاعد کند. در داستان من با رئال مادرید، خودم میخواستم بیایم، اما در مقطعی این اتفاق ممکن نبود و در نهایت، در فوتبال لحظات و تصمیماتی وجود دارند که به تو بستگی ندارند. در فوتبال، مسئله زمانبندی وجود دارد و باید منتظر بمانی تا همه چیز سبز شود تا بتوانی بروی. همه کسانی که کنار من بودند میدانستند که در مقطعی میخواهم به رئال مادرید بروم. هیچ شکی وجود نداشت که میخواستم بیایم، اما گاهی وقتی چیزی ممکن نیست، نمیتوانی جلویش را بگیری و باید آن را بپذیری. طبیعتاً ناامیدی وجود دارد، اما زندگی یک فوتبالیست این است که به جلو نگاه کند و به عقب نگاه نکند. هیچکس مجبور نبود من را برای آمدن به رئال مادرید متقاعد کند؛ حتی فلورنتینو پرز، با تمام بزرگی و جایگاهی که دارد. این تصمیم کاملاً بدیهی بود.

آخرین سال حضور شما در پاریسنژرمن سخت بود؟
قطعاً. و همه چیز را هم نمیدانید. این بخشی از مسیر زندگی من است. فکر نمیکنم دو سال بعد از آن اتفاق لازم باشد از کسی انتقاد کنم. صددرصد سخت بود، اما آن اتفاق مربوط به گذشته است و بخشی از مسیری بود که باید طی میکردم تا به رویایم برسم.
شما برای آنچلوتی، ژابی آلونسو، آربلوا و حالا مورینیو بازی کردهاید.
هر چهار نفر چهرههای مهمی در فوتبال هستند. همیشه افتخار است که بخشی از مسیر هر چهار نفر باشی. من از هر چهار نفر چیزهایی یاد گرفتم، چون هرکدام نگاه کاملاً متفاوتی به فوتبال دارند. آنها در دوران حرفهای خود برنده بودهاند و همیشه میتوانی از آنها یاد بگیری. اما بله، باید بگویم که کار کردن با مورینیو متفاوت است. او یکی از باهوشترین آدمهایی است که در زندگیام دیدهام. او یک رهبر است. پیش از آمدنش هم این را میدانستم، اما وقتی هر روز او را میبینی، متوجه میشوی که او واقعاً آدم بسیار خاصی است؛ یک مربی افسانهای که دوران خودش را تحت تأثیر قرار داده و مطمئنم که این کار را با ما نیز ادامه خواهد داد.
او برای شما چالشی تعیین کرده تا ۵۰ گل بزنید؟
نه، او عدد خاصی به من نگفته است. به من گفته گل بزنم. من هیچوقت برای خودم محدودیت یا هدف مشخصی از نظر تعداد گل تعیین نمیکنم، چون نمیدانی در طول یک فصل چه اتفاقی ممکن است بیفتد و تعیین یک تعداد مشخص گل، یعنی برای خودت محدودیت ایجاد کنی. و من نمیخواهم این کار را انجام دهم. اگر گلهای زیادی بزنم، خیلی خوشحال میشوم؛ اگر کمتر گل بزنم، باز هم خوشحال خواهم بود. اما من در هر مسابقه تلاش میکنم به تیمم کمک کنم و در هر لحظه تمرکز داشته باشم.
بهترین نمونه، همان پاس گل شما به اِسپی برای پیروزی مقابل الچه بود، درست است؟
بله، کاملاً واضح است. من ترجیح میدهم برنده شویم و باید پاس بدهی. فکر میکنم میتوانستم خودم گل بزنم، اما اِسپی تنها بود و صددرصد گل میشد. حتی یک لحظه هم به این فکر نکردم که خودم شوت بزنم.
درباره کسانی که میگویند شما فقط گل میزنید، چه فکری میکنید؟
این نظر آنهاست. با گذشت سالها و کسب تجربه، یاد گرفتهام که در فوتبال هر کسی نظر خودش را دارد و باید آن را پذیرفت. گاهی آنها همان دیدگاه تو را دارند و گاهی دیدگاهشان متفاوت است. هیچ روش واحدی برای پیروز شدن در فوتبال وجود ندارد؛ میلیونها روش وجود دارد. به همین دلیل همیشه آماده شنیدن نظرات هستم. افرادی هستند که فقط به دنبال تحریک کردن یا آسیب زدن هستند. اما در مورد کسانی که میخواهند درباره فوتبال، با یک ساختار و ایده مشخص فوتبالی صحبت کنند، همیشه آمادهام گوش کنم و فوتبال را از زاویههای مختلف ببینم. از این طریق هم میتوان یاد گرفت.
توپ طلا در افق قرار دارد. یک فوتبالیست برای بردن آن باید چه چیزی داشته باشد؟
ممکن است یک سال خوب داشته باشی. اما این موضوع به من بستگی ندارد. هدف من همیشه کمک به همتیمیهایم، ارائه بهترین عملکردم و متقاعد کردن افرادی است که رأی میدهند. در نهایت، این افراد هستند که مثل شما رأی میدهند. کار من فقط این است که افرادی را که رأی میدهند با عملکرد فوتبالیام متقاعد کنم.
متقاعد کردن مردم با فوتبال، اصلیترین استدلال شماست؟
همیشه، همیشه. این پایه و اساس همه چیز در دوران حرفهای من است. پایه و اساس همه چیز در زمین فوتبال قرار دارد، چون فکر میکنم میتوانم با دهانم خوب صحبت کنم، اما وقتی پاهایم حرف میزنند، بهتر عمل میکنم. همیشه میخواهم با پاهایم حرف بزنم. این بهترین چیز است. بقیه مسائل بخشی از فوتبال هستند، اما من همیشه سعی میکنم روی زمین، روی کارهایی که میتوانم هنگام بازی انجام دهم، تمرکز کنم.
بازیکنانی که امباپه آنها را گزینههای مورد علاقه برای کسب توپ طلا در این سال میداند چه کسانی هستند؟
این مشکل من نیست، چون من به این فکر نمیکنم که برای بردن توپ طلا چه کاری میتوانم انجام دهم. برای من مهمترین چیز این است که توپ طلا به رئال مادرید برگردد؛ بهترین تیم دنیاست. این جایزه باید به برنابئو و هواداران رئال مادرید برگردد؛ باید برای تمام این مردم باشد و به آنها امید و هیجان بدهد. این مردم بیش از همه شایسته آن هستند. بازیکن رئال مادرید بودن یعنی برای تمام جوایز بجنگی. توپ طلا هم یک جایزه است و من تلاش خواهم کرد تا آن را دوباره به رئال مادرید برگردانم. بازیکنان زیادی موفق شدهاند این جایزه را به اینجا بیاورند و من هم میخواهم یکی از آنها باشم.

حالا زمان جوایز فردی است، اما در عین حال باید پایه موفقیتهای تیمی را هم بنا بگذارید، درست است؟
بله، این هم بخشی از ساختن پیروزیها و موفقیتهای تیمی است که در نیمه دوم فصل از راه خواهند رسید. نمیتوانیم شش ماه بخوابیم و بعد بگوییم میخواهیم همهچیز را ببریم. فوتبال اینطور نیست، اینقدر آسان نیست. چنین چیزی جواب نمیدهد. به همین دلیل، الان با سرمربی، باشگاه و ساختاری که داریم، کاملاً روی کارمان متمرکز هستیم. باید روی کاری که لازم است انجام دهیم تمرکز کنیم، اما در نهایت باید آن را در زمین نشان بدهیم. مثل همیشه.
آیا بازیکنان یک تیم باید با هم صمیمی باشند؟
ما باید با هم خوب باشیم، متحد باشیم و برای یک هدف مشترک کار کنیم.
آیا تو در رختکن با همه دوست هستی؟
این بیشتر مربوط به نسل جدید هواداران است، چون با وجود شبکههای اجتماعی، همهچیز زیر ذرهبین قرار گرفته است. اینکه مثلاً با یک نفر دست ندادی یا لبخند نزنی. اما طبیعی است. ما میدانیم شرایط همین است و سعی میکنیم بهترین کار را انجام دهیم تا چیزهایی که گاهی واقعیت ندارند، دیده نشوند. مهمترین چیز رئال مادرید است. نمیتوانید تمام روز و در تمام ساعات در حال توضیح دادن باشید. من هم مثل تو فکر میکنم، اما مشکل اینجاست که در این صورت، مردم به جای من توضیح میدهند. موضوع بسیار پیچیدهای است، اما چیزی که ما به آن فکر میکنیم فقط این است که رئال مادرید برنده شود. رئال مادرید از همه مهمتر است؛ مهمتر از هر رابطهای، مهمتر از هر جاهطلبیای. این رئال مادرید است.
چه بازیکنانی را به رئال برمیگردانی؟
کریستیانو، رونالدو و زیدان. آنها چهرههای رئال مادرید هستند. چیزهای زیادی به این باشگاه دادهاند و همچنان هیجان زیادی در میان هواداران رئال ایجاد میکنند.
برویم سراغ جام جهانی. درباره اسپانیا چه اتفاقی افتاد؟ آیا واقعاً آنقدر برتر بود که به نظر میرسید؟
آنها پیروز شدند و در فوتبال وقتی برنده میشوید، حق با شماست. فکر میکنم ما در ابتدای بازی در اجرای برنامهمان اشتباه کردیم و بعد هم مقابل تیمی که دوست دارد توپ را حفظ کند و مالکیت داشته باشد، وقتی یک گل عقب هستید، شرایط همیشه دشوارتر میشود. آن روز خوبی برای ما نبود و جام جهانی مثل لیگ قهرمانان نیست؛ اینجا بازی رفت و برگشت وجود ندارد. ما مسابقهای را که باید انجام میدادیم، انجام ندادیم. موضوع ساده است. فکر میکنم این یک فرصت برای ما بود، اما تلاش خواهیم کرد تا فرصتهای دیگری داشته باشیم.
فرانسه در سالهای اخیر یک قهرمانی جهان، یک نایبقهرمانی و یک حضور در نیمهنهایی داشته است. آیا فرانسه بهترین تیم ملی دنیاست؟
من همیشه میگویم تیمی که بر فوتبال مسلط است، تیمی است که پیروز میشود و در حال حاضر تیم مسلط اسپانیاست، چون آنها برنده شدهاند و باید این را پذیرفت. با این حال، ما همیشه در رقابت هستیم. هر کسی که بازیها را تماشا کند، میتواند ببیند که ما همیشه برای تمام جامها در رقابت هستیم.
کیفیت، تیم و بازیکنان را داریم، اما باید حق را به صاحب حق داد و تیمی که برنده شده اسپانیاست؛ آنها بهترین تیم دنیا هستند. در حال حاضر، اسپانیا بهترین تیم است. چند بازیکن در این جام جهانی خودشان را نشان دادند. انتخاب بهترین بازیکن به نظر شخصی و نوع نگاه شما به فوتبال بستگی دارد. بعضیها یک بازیکن را انتخاب میکنند و بعضیها بازیکنی دیگر.
در مسابقات شاهد کیفیت زیادی بودیم. ستارههایی آمدند و نشان دادند که واقعاً ستاره هستند. رقابت خوبی بود، با گلهای زیاد و موفقیت فراوان، و فکر میکنم مردم خاطره خوبی از این جام جهانی خواهند داشت. یکی گل میزد، روز بعد یکی دیگر و روز بعد هم یک نفر دیگر. انگار بین آنها رقابت وجود داشت. این جام جهانی، جام جهانی ستارهها بود. بازیکنان زیادی خودشان را نشان دادند. این اتفاق خوبی است، چون در نهایت جام جهانی مهمترین رقابت در ورزش است که تمام دنیا آن را تماشا میکند و به خاطر خواهد سپرد.
وقتی میبینید بهترین بازیکنان دنیا خودشان را نشان میدهند و تاریخسازی میکنند، این چیزی است که مردم سالها آن را به یاد خواهند داشت. انتظار ندارم سه یا چهار بازی گل نزنم؛ یک بازی بدون گل برایم کافی است. بازیای که در آن گل نمیزنید سخت است، اما این حس را خیلی دوست دارم. اگر بازیکنی مثل من که به گلزنی همیشگی عادت دارد، در دو بازی گل نزند، مردم متوجه میشوند و دربارهاش صحبت میکنند. این موضوع کمی به تو انگیزه و حرص بیشتری میدهد و با عزم بیشتری وارد بازی بعدی میشوی تا کار را تمام کنی. در دوران حرفهایام، خیلی پیش نیامده که در چند بازی متوالی گل نزنم. مردم تو را تشویق میکنند و اگر بتوانی این شرایط را بهخوبی هضم کنی، به تو انگیزه و عزم بیشتری میدهد و همهچیز میتواند دوباره به حالت عادی برگردد.
گلزنی یک هنر است؟
نه، فکر میکنم گلزنی یک نوع نگرش است؛ شیوهای برای بودن و شیوهای برای نگاه کردن به فوتبال در زندگی روزمره؛ اینکه وسواس گل زدن داشته باشی. تمام بازیکنانی که گلهای زیادی زدهاند، چنین رابطهای با گلزنی داشتهاند. آنها میدانند که این یک رابطه خاص است، چون احساسی است که ما خیلی خوب میشناسیم و همیشه میخواهیم دوباره آن را تجربه کنیم. این یک شادی و احساس کامل بودن است که همیشه میخواهی آن را تجربه کنی.
و آیا گلزنی آسان است؟
نه، چون اگر آسان بود، همه گل میزدند. همه گل نمیزنند، اما این چیز بدی نیست. مردم فکر میکنند گل نزدن چیز بدی است. هر کسی در زمین وظیفهای دارد. همه گل نمیزنند، همه پاسهای خوب نمیدهند و همه هم پرس نمیکنند. برای من، گل زدن سختترین کار است، اما فوتبال در هیچ پستی آسان نیست. در رئال مادرید که بالاترین سطح فوتبال جهان است، هر فردی که اینجا حضور دارد، چه در داخل زمین و چه خارج از آن، در حرفه خودش در بالاترین سطح قرار دارد. آسان نیست.
تصمیمگیری در لحظه برای شما چطور است؟ مثلاً در الچه.
بستگی دارد، چون آنجا آخرین تصمیم است. در الچه به همتیمیام نگاه کردم، اما قبل از آن، زمانی که خودم گل زدم، به سمت دروازه نگاه کردم. هر لحظه متفاوت است. هر لحظه شرایط خاص خودش را دارد. بستگی دارد با چه کسی هستی، در چه پستی قرار داری و بازی در چه دقیقهای است. در هر ثانیه حجم زیادی از اطلاعات را دریافت میکنی و باید خیلی سریع تصمیم بگیری. به همین دلیل است که گاهی تصمیم درست را نمیگیری، چون همهچیز آنقدر سریع اتفاق میافتد که گاهی فکر میکنی بهترین تصمیم را گرفتهای، اما یک ثانیه بعد متوجه میشوی که اینطور نبوده است. اما همین چیزی است که فوتبال را جادویی میکند.
دربی یکشنبه برگزار میشود و فقط چیزی که آنجا اتفاق میافتد اهمیت خواهد داشت. اتفاقات گذشته دیگر اهمیتی ندارند. جامها همیشه در پایان فصل تعیین تکلیف میشوند، اما الان دیگر نباید اشتباه و غفلت داشته باشید. موفقیتهای تیمی در پایان سال، از همین حالا ساخته میشوند. باید پایه تیم، سطح تیمی، ساختار و همهچیز را بسازید. برای ما هم که کادر فنی جدید و ساختار جدیدی داریم، همینطور است. ما در حال طی کردن فرایند ساختن موفقیت خودمان برای نیمه دوم فصل هستیم.
درباره دیومانده چه نظری دارید؟
او بازیکنی با استعداد بسیار زیاد است و احساس میکنم دوران حرفهای بزرگی خواهد داشت. برای او، خانوادهاش و اطرافیانش بهترینها را آرزو میکنم.
رئال مادرید تیمی پر از ستارههای در بالاترین سطح فوتبال جهان است. آیا دیومانده هم در همین سطح قرار دارد؟
او در یکی از مراحل مسیرش قرار دارد؛ مسیری که در آن باید ارتباط میان بازیکنان و ساختار تیمی را بسازیم. دیومانده در حال حاضر بخشی از همین فرایند است. از همان روز اولی که به والدبباس آمد، دیدیم که کیفیت بالایی دارد. بعد مردم در طول مسابقات زیاد درباره قیمت ۱۴۰ میلیون یورویی و این چیزها صحبت میکنند. او جوان است، ۱۹ سال دارد، اما کیفیتش همینجاست. ما آن را میبینیم و او همین حالا هم نشان داده که تواناییهای خاصی دارد. ما تلاش میکنیم از او و تمام بازیکنان تیم محافظت کنیم، چون در نهایت به همه آنها نیاز خواهیم داشت. یک فصل خیلی طولانی است و اگر بخواهیم برای تمام جامها رقابت کنیم، نمیتوانیم فقط با ۱۱ بازیکن این کار را انجام دهیم.
نظرت درباره شروع بارسلونا در این فصل چیست؟
خوش به حالشان. دوست ندارم در مورد تیمهای دیگر صحبت کنم چون آنجا نیستم و نمیدانم چه کار میکنند. آنها بازیهایشان را بردهاند، اما تازه اول فصل است.
دربی مادرید از آن بازیهایی است که همیشه میخواهید در آن حضور داشته باشید؟
این مسابقهای است که همیشه میخواهیم بازی کنیم؛ مسابقهای با تنش زیاد. میدانیم که دربی برای هواداران رئال مادرید و برای خود ما اهمیت زیادی دارد. این همان نوع مسابقهای است که برای بازی کردن در آن هیجان دارید؛ در این مورد، بازی خارج از خانه است. من خیلی دوست دارم خارج از برنابئو بازی کنم. آنجاست که شخصیت بازیکنان را میبینید و در چنین مسابقاتی داشتن شخصیت بسیار مهم است. میخواهیم همین روند پیروزی در مسابقات را ادامه دهیم.
یک پیام برای هواداران رئال مادرید دارید؟
مطالبهگری. پیام من مطالبهگری است. این رئال مادرید است و من این موضوع را درک میکنم. مثل همه چیز، اینجا هم شرایط و زمینه خاصی وجود دارد. گاهی وقتی پیروز میشویم، میبینند که مسابقه سخت بوده، اما گاهی هم اینطور نیست. آنها باید احساس کنند که حالا به برنابئو نیاز داریم، چون برنابئو بهترین ورزشگاه دنیاست و ما بهترین هواداران دنیا را داریم. وقتی آنها کنار ما باشند، بسیار قدرتمندتر هستیم. اما مطالبهگری آنها را هم درک میکنم.
ما فصل گذشته هیچ جامی نبردیم و مردم دیگر خسته شدهاند. بخشی از این ناراحتی را درک میکنم و طبیعی است. اما آنها هم باید درک کنند که اگر میخواهیم جام ببریم، بدون آنها نمیتوانیم این کار را انجام دهیم. با تمام کیفیت و تمام تعهدی که داریم، بدون آنها نمیتوانیم برنده شویم. چیزی که از آنها میخواهم این است که با هم و دستبهدست یکدیگر پیش برویم. اینطوری بسیار قدرتمندتر خواهیم بود و میتوانیم برای همه جامها رقابت کنیم.