عصر کرد - تسنیم /تجربه تنیسور شماره یک زنان جهان نشان میدهد موفقیت روانی یک نسخه ثابت برای همه ندارد.
در ورزش حرفهای معمولاً این تصور وجود دارد که هر ورزشکاری برای عبور از بحرانهای ذهنی به یک روانشناس ورزشی نیاز دارد اما مسیر آرینا سابالنکا، تنیسور شماره یک زنان جهان نشان میدهد که واقعیت میتواند پیچیدهتر از این باشد. ستاره بلاروسی تنیس جهان که سالها با نوسانات احساسی، انفجارهای عصبی و فشار روانی دستوپنجه نرم میکرد، امروز به یکی از باثباتترین ورزشکاران تور تبدیل شده است؛ آن هم در حالی که بخش مهمی از این تحول را بدون ادامه همکاری دائمی با روانشناس تجربه کرده است.
البته این به معنای بینیازی همه ورزشکاران از درمان یا روانشناس نیست. کارشناسان تأکید میکنند که نیازهای روانی افراد متفاوت است و در بسیاری از موارد مراجعه به متخصص بهترین گزینه محسوب میشود. با این حال، تجربه سابالنکا نمونهای جالب از رشد استقلال ذهنی و مسئولیتپذیری فردی است.
از فروپاشیهای ذهنی تا قهرمانیهای گرنداسلم
سابالنکا در سالهای ابتدایی دوران حرفهای خود بارها به دلیل کنترل نکردن احساسات مورد انتقاد قرار گرفت. شکستهای ناگهانی، عصبانیت روی زمین، اشک پس از مسابقات و از دست دادن تمرکز در لحظههای حساس بخشی از شخصیت ورزشی او را شکل داده بود.
او برای سالها با روانشناس ورزشی همکاری کرد و این همکاری نقش مهمی در ایجاد پایههای اولیه کنترل ذهنی او داشت اما پس از مدتی به این نتیجه رسید که ادامه این روند ممکن است وابستگی ایجاد کند. سابالنکا بعدها در یکی از گفتوگوهای خود جملهای گفت که بازتاب گستردهای داشت: فهمیدم هیچکس به غیر از خودم قرار نیست ذهن مرا درست کند.
همین نگاه، نقطه آغاز مرحله جدیدی از مسیر حرفهای او شد.
پذیرش مسئولیت کامل
از نگاه روانشناسی ورزشی یکی از مهمترین مفاهیم، «کانون کنترل» است؛ یعنی اینکه فرد باور داشته باشد مسئول اصلی تصمیمها، احساسات و عملکرد خود است.
سابالنکا به جای اینکه مسئولیت آرامش ذهنی خود را به فرد دیگری واگذار کند، تلاش کرد کنترل شرایط را شخصاً بر عهده بگیرد. او دریافت که هنگام مسابقه، هیچ روانشناسی نمیتواند وارد زمین شود و به جای او سرویس بزند یا امتیاز بگیرد. این تغییر نگرش باعث شد اعتماد او به تواناییهای ذهنی خودش افزایش پیدا کند و به جای جستوجوی راهحلهای بیرونی روی ساختن مهارتهای درونی تمرکز کند.
شناخت ذهن به جای فرار از احساسات
یکی از ابزارهایی که سابالنکا برای رشد ذهنی خود انتخاب کرد، مطالعه بود. او بارها گفته است که کتاب «مغازه جادویی» تأثیر عمیقی بر نگاهش به استرس و عملکرد ذهن داشته است. مطالعه درباره عملکرد مغز به او کمک کرد تا اضطراب مسابقه را نه به عنوان یک دشمن، بلکه به عنوان واکنش طبیعی بدن در شرایط فشار بشناسد.
وقتی ورزشکار درک میکند که تپش قلب، لرزش دست یا افزایش آدرنالین بخشی از سازوکار طبیعی بدن است، کمتر اسیر ترس از این احساسات میشود و تمرکز خود را دوباره روی اجرای مسابقه قرار میدهد.
تفکیک زندگی شخصی از زندگی حرفهای
یکی دیگر از ویژگیهای مهم سابالنکا، توانایی جدا کردن زندگی شخصی از فضای رقابت است. او هنگام مسابقه شخصیتی کاملاً جنگنده، پرانرژی و تهاجمی دارد اما پس از پایان رقابت به سرعت از فضای مسابقه فاصله میگیرد.
فعالیت در شبکههای اجتماعی، شوخی با دوستان، سفر، تفریح و گذراندن وقت با خانواده، بخشی از برنامه او برای بازسازی ذهنی محسوب میشود. این مرزبندی باعث میشود فشار مسابقات وارد تمام ابعاد زندگی او نشود.
بسیاری از ورزشکاران حتی ساعتها یا روزها پس از پایان مسابقه همچنان درگیر اشتباهات خود هستند اما سابالنکا تلاش میکند پس از پایان رقابت، پرونده مسابقه را ببندد و انرژی ذهنی خود را بازیابی کند.
بازگشت دوباره به روانشناس؛ نشانه ضعف نبود
با وجود تمام این استقلال ذهنی، سابالنکا هرگز ادعا نکرد که دیگر هرگز به کمک نیاز نخواهد داشت. پس از یکی از شکستهای تلخ خود در رولان گاروس، او دوباره با روانشناسش تماس گرفت اما این بار هدف درمان بلندمدت یا وابستگی نبود.
او تنها میخواست احساساتش را با فردی امن و متخصص در میان بگذارد تا فشار روانی مسابقه را تخلیه کند؛ بدون اینکه این بار سنگین را به خانواده یا اعضای تیمش منتقل کند. همین موضوع نشان میدهد بلوغ ذهنی به معنای نادیده گرفتن کمک تخصصی نیست؛ بلکه یعنی فرد بداند چه زمانی میتواند به تنهایی از پس مشکلات برآید و چه زمانی استفاده از یک متخصص بهترین تصمیم است.
سه درس کاربردی از تجربه سابالنکا
روش ذهنی سابالنکا تنها برای ورزشکاران حرفهای کاربرد ندارد و بسیاری از اصول آن در زندگی روزمره نیز قابل استفاده است.
نخست؛ پذیرش اضطراب. تلاش برای حذف کامل استرس معمولاً نتیجه معکوس دارد. پذیرش این احساس و درک طبیعی بودن آن، قدرت اضطراب را کاهش میدهد.
دوم؛ تفکیک نقشها. بهتر است میان محیط کار، ورزش یا تحصیل با زندگی شخصی مرز مشخصی وجود داشته باشد. وقتی روز کاری تمام میشود، ذهن نیز باید فرصت خروج از فضای فشار را پیدا کند.
سوم؛ تمرکز بر اقدام بعدی. اشتباهات گذشته قابل تغییر نیستند. مهمترین پرسش پس از هر خطا این است: «الان باید چه کاری انجام دهم؟» تمرکز روی «اقدام بعدی» به جای غرق شدن در گذشته، یکی از مؤثرترین روشهای حفظ عملکرد در شرایط فشار است.
موفقیت ذهنی، نه یک نسخه واحد
تجربه آرینا سابالنکا نشان میدهد موفقیت روانی یک نسخه ثابت برای همه ندارد. برخی افراد با کمک مستمر روانشناس بهترین عملکرد را ارائه میدهند و برخی دیگر پس از کسب مهارتهای لازم میتوانند بخش بزرگی از مدیریت ذهنی خود را مستقل انجام دهند.
نکته مهم این است که استقلال ذهنی به معنای رد کمک تخصصی نیست؛ بلکه یعنی فرد بتواند مسئولیت سلامت روان خود را بپذیرد، مهارتهای لازم را توسعه دهد و در صورت نیاز بدون احساس ضعف از متخصص کمک بگیرد.
شاید مهمترین درس سابالنکا همین باشد؛ قهرمانی فقط به قدرت بدنی یا مهارت فنی وابسته نیست، بلکه توانایی شناخت احساسات، مدیریت فشار و تصمیمگیری درست در لحظههای بحرانی، همان عاملی است که ورزشکاران بزرگ را از دیگران متمایز میکند.