عصر کرد - خبرآنلاین / حسین مرعشی گفت: یک سطح وسیع از اصلاحات باید آغاز شود و انتهایش به جایی برسد که نظام جمهوری اسلامی با خواستههای اکثریت حداقل ۷۰ درصد امروز مردم ایران سازگار باشد. باید اکثریت قاطع و دو سوم مردم ایران، نظام و سیاستهایش و گرایشها و جهتگیریهایش را قبول داشته باشند. نمیشود یک کشور را در شرایطی با شکافی عمیق با مردم اداره کرد.
صریح حرف میزند و بر ایجاد اصلاحات بعد از حوادث تلخ در دیماه تأکید میکند. از خشم و بغض فروخفته مردم میگوید و بر این باور است که باید نظام جمهوری اسلامی با خواستههای اکثریت حداقل ۷۰ درصد امروز مردم ایران سازگار باشد. صحبت از حسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران است که در چند روز گذشته مهمان «کافه خبر» خبرگزاری خبرآنلاین شد. او در این گفتوگو به ریشهیابی اعتراضات مردم و حوادث اخیر پرداخت و صریحاً از اقدام دولت در جهت تحریک مردم در شرایط اقتصادی انتقاد کرد.
مرعشی با اشاره به این اعتراضات گفت: «نهادهای امنیتی چهکار بودهاند که اجازه دادهاند موساد در ایران یارگیری کند یا اسلحه وارد کشور شود؟ چهکاره بودهاند که این گروههای مسلح شکل گرفته است و به خیابان بیاید؟ از مسئولیت امنیتی مهمتر، کسانی که مدیر جامعه و نظام هستند، مگر میتوانند نسبت به شکافت بین مردم و حکومت بیتفاوت باشند؟ بالاخره این شکاف را باید چه کسی ترمیم و تدبیر کند؟»
وی با اشاره به دستور دولت برای تشکیل کمیته حقیقت یاب بیان کرد: «اصل آن را میپسندم، ولی امیدوارم ترکیب کمیتهها به نحوی باشد که بهطور علمی بررسی کنند. چند مورد با هم درآمیخته بوده است؛ از جمله شکاف بین نظام سیاسی و گرایش جوانها، نارضایتی از بیکاری و سرخوردگیهای اجتماعی و نارضایتی از افزایش بیرویه قیمتها که غذای مردم را تهدید میکرده است، تحرکات خارجیها و حتماً پیامهایی که ترامپ داده است و وعدههایی که رضا پهلوی داده است، اثرات خود را داشته است.»
بازار ![]()
دبیر کل حزب کارگزاران تاکید کرد: «اعتراض بسیار جدی است و راه اصلاحش هم این است که باید نظام جمهوری اسلامی ایران با حفظ اصالتهایش از جمله جمهوریت – یعنی تمام نهادها با رأی مردم – و احترام به قوانین اسلامی {عمل کند}. نه اینکه بگوییم نظام جمهوری را بر اساس اسلام شکل دهیم.»
بخش اول این گفتوگو با تیتر «مرعشی: امریکا اگر می خواست بجنگد این همه ناو را در تیررس ایران قرار نمی داد/ راه سختی است اما تهران و واشنگتن نهایتا به توافق میرسند» روز یکشنبه ۱۲ بهمن ماه منتشر شد.
در ادامه بخش دوم از گفتوگوی حسین مرعشی، دبیر کل حزب کارگزاران را در خبرگزاری خبرآنلاین می خوانید؛
* اخیراً شاهد یک سری حوادث و اعتراضات از سوی مردم بودیم که ظاهرا این اعتراضات به پایان رسیده است. ولی واقعاً تمام شده است؟
خیر. یک خشم خفته و بغض خفته در درون جامعه داریم که ریشه آن – از نظر من – شکاف بین نظام رسمی کشور و متن جامعه است. متن جامعه ما، اولویتها و فرهنگ و موسیقیاش و مذهبش و سلوکش و علایقش و روابطش با دنیا، با حکومت دچار شکاف شده است. از نظر من جمهوری اسلامی بر مبنای اعتقادات اکثریت مردم در دهه شصت است. در دهه شصت، اکثریت ۸۰ درصدی را همیشه پشت سر نظام داشتیم. امام وقتی سخنرانی میکردند، وقتی بحث اعزام به جبهه میشد و وقتی شعار «جنگ، جنگ تا پیروزی» و یا «جنگ، جنگ تا رفع فتنه» میدادیم، وقتی در خیابانهای شهرهای مختلف ۱۰۰ تا ۱۰۰ تا شهید تشییع میکردیم، مردم و حکومت یک خواسته داشتند و یکجور فکر میکردند و اولویتها و فرهنگ و منش و کنش آنها یکی بود. الان جامعه تغییر کرده است. نسلهای جدید را با فرهنگ و ادبیات دهه شصت نمیشود مدیریت کرد.
جمهوری اسلامی این تغییر را تا به امروز به رسمیت نشناخته است. از نظر من، این عامل اصلی مشکل است. جوانی که با حکومت و دولتمردانش و مسئولان کشور حال نمیکند و از ادبیات تلویزیون لذت نمیبرد، موسیقیای که رادیو و تلویزیون پخش میکند با موسیقیای که او گوش میکند متفاوت است، اینها خشم خفتهای ایجاد کرده است که به هر بهانهای به میدان میآید. در ۸۸ به حالتی کاملاً مدنی بیرون میآید. به آرایی که حکومت رسماً اعلام کرده است اعتراض دارد. اینکه درست بود یا غلط را کاری نداریم. به هر حال در قالب دفاع از رأی مطرح کرد. انتهایش هم به خشونت کشیده میشود. روزهای اول راهپیمایی سال ۸۸ کاملاً مسالمتآمیز است. ولی وقتی به عاشورا میرسیم، دو طرف خشونت به خرج میدهند. هم در معترضین و هم بین نیروهای امنیتی آثاری از خشونت دیده میشود.
در ۹۶ به نحوی دیگر و در ۹۸ به نحوی دیگر ظاهر میشود. در سال ۱۴۰۱ هم در اعتراض به کشته شدن ژینا دوباره به نحوی دیگر ظاهر میشود. حتماً هر نظام حکومتی میتواند هر نوع اعتراض و هر حجمی از اعتراض را با ابزارهایی که دارد، با خسارت کم یا با خسارت زیاد پایان ببخشد. متأسفانه این بار خسارت فوقالعاده زیاد بوده است. همان آمار رسمی اعلامشده توسط جمهوری اسلامی هم اعداد کوچکی نیست. ۳۱۱۷ نفر هم یک نفر و دو نفر نیستند. هر کدام یک خانواده دارند و این به ناراحتیها و بغضهای دیگری تبدیل میشود. دشمن و منافقین هم حتماً استفاده کردهاند. اینها را نباید مطلقاً رد کرد و نباید هم گفت که اینها همه ضد انقلاب بودهاند. همه آنها بیگانهپرست نبودهاند.
نهادهای امنیتی چهکاره بودهاند که اجازه دادهاند موساد در ایران یارگیری کند یا اسلحه وارد کشور شود؟
به هر حال معترضینی بودهاند که نسبت به جمهوری اسلامی نقد دارند و ممکن است حتی برخی از آنها جمهوری اسلامی را قبول نداشته باشند و حتی متنفر باشند. ولی بالاخره شهروند ایران هستند. اینکه بگوییم اینها بیگانه هستند یا تحت تأثیر عوامل خارجی بودهاند، مسئولیت مسئولان کشور را کم نمیکند. نهادهای امنیتی چهکاره بودهاند که اجازه دادهاند موساد در ایران یارگیری کند یا اسلحه وارد کشور شود؟ چهکاره بودهاند که این گروههای مسلح شکل بگیرد و به خیابان بیاید؟ از مسئولیت امنیتی مهمتر، کسانی که مدیر جامعه و نظام هستند، مگر میتوانند نسبت به شکافت بین مردم و حکومت بیتفاوت باشند؟ بالاخره این شکاف را باید چه کسی ترمیم و تدبیر کند؟ چه کسی باید مسیر را طوری هدایت کند که به وفاق برسیم؟ چه کسی باید از فرصت بعد از جنگ دوازدهروزه و آن وحدت استفاده میکرد؟ چرا از آن استفاده نکردیم؟ چرا یک تغییر کوچک در مدیریتهای نهادهایی مانند صدا و سیما که معمولاً مردم را عصبانی میکنند رخ نداد؟ چرا قدر مردم را ندانستیم؟ اینها مسائلی است که مسئولیت مدیران جمهوری اسلامی را کم نمیکند. مدیران جمهوری اسلامی باید چارهاندیشی کنند.
یک سطح وسیع از اصلاحات باید آغاز شود و انتهایش به جایی برسد که نظام جمهوری اسلامی با خواستههای حداقل ۷۰ درصد امروز مردم ایران سازگار باشد. باید اکثریت قاطع و دو سوم مردم ایران، نظام و سیاستهایش و گرایشها و جهتگیریهایش را قبول داشته باشند. نمیشود یک کشور را در شرایطی با شکافی عمیق با مردم اداره کرد. میشود اداره کرد، ولی پرهزینه است و به نفع کشور و اسلام نیست. در این اعتراضات اخیر، بخشی از این معترضین با کل نمادهای دینی از سر دشمنی درآمدند و مسجد آتش زدند. نمیشود از اینها گذشت. لذا فکر میکنم که این خیزش و اعتراضات الان فروکش کرده است، ولی مثل آتش زیر خاکستر است. ممکن است یک زمان دیگر به بهانهای بیرون بیاید. ولی یادمان باشد که سلسله اعتراضات با فاصله چندسالهای که رخ میدهد، زمانش به هم نزدیکتر شده است و شدت خشونت هم دارد بالاتر میرود. راهکارش هم این است که جمهوری اسلامی باید با ادبیات امروز و با خواستههای اکثریت حدود ۷۰ درصدی امروز جامعه خود را تطبیق دهد.
باید به سمتی حرکت کنیم که رئیسجمهوری که منتخب مردم است و دولت منبعث از او، قدرت اصلی کشور باشد
*شکافی که بین مردم و حاکمیت ایجاد شده است، خودش را در شکلهای مختلفی مانند قهر آنها از انتخابات و کاهش میزان مشارکت نشان داده است. سال گذشته که آقای پزشکیان میخواست روی کار بیاید، با نسل «زد» گفتوگو کرد و اینطور عنوان میشد که برای ایجاد یک سری اصلاحات میخواهد بیاید. چرا این اصلاحاتی که آقای پزشکیان بارها به آن اشاره میکرد رخ نداد؟ الان با اعتراضاتی که صورت گرفت، تغییری در شیوه و اصلاحات از سوی حاکمیت صورت خواهد گرفت؟
هنوز که نگرفته، ولی امیدواریم که صورت بگیرد. این بار اول نیست، همیشه با این مشکل مواجه بودهایم که رؤسای جمهور ما به مردم قولهایی میدادند تا بتوانند رأی مردم را جلب کنند و بلافاصله بعد از استقرارشان، گاهی خودشان قولهایشان را فراموش میکردند و گاهی نهادهایی که ثباتشان از ثبات دولت بیشتر بوده است، در مقابل هر نوع اصلاحی مقابله میکردند.
* چه نهادهایی؟
در نهادهایی ثابت مانند قوه قضاییه، سپاه و شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی فضای مجازی، دولت حضور دارد، ولی در کنترل دولت نیستند. باید حتماً به سمتی برویم که دولت قدرت اصلی کشور باشد. در اصلاحاتی که سربسته اشاره کردم و الان هم وقت باز شدنش نیست، حتماً باید به سمتی حرکت کنیم که رئیسجمهوری که منتخب مردم است و دولت منبعث از او، قدرت اصلی کشور باشد تا بتواند خواستههای مردم را که قولشان را داده است، عملی کند.
* به نوعی معتقدید که جلوی اصلاحات آقای پزشکیان را گرفتهاند .
نمیخواهم الان در شرایط حساس امروز و در وضعی که دولت با آن مواجه است، دولت را تضعیف کنم. ممکن است ایشان یادشان رفته باشد. در سابق داشتهایم که رؤسای جمهور قولهایشان را یادشان میرود یا برایشان مبارزه نمیکنند. میتواند نداشتن اختیارات کافی هم باشد که باعث تأخیر در انجام خواستههای مردم شده باشد.
خشونت نیروهای عملکننده بالا بوده است
* در رابطه با خشونت، دولت دستور تشکیل یک کمیته حقیقتیاب با حضور جامعهشناسان داده است که نسبت به خشونت این حوادث ریشهیابی کنند. طی این سالها هم جامعهشناسان و اقتصاددانها و سیاسیون نسبت به اعتراضات مردمی هشدار داده بودند و این کمیتهها هم در گذشته وجود داشتهاند. بهطور مثال، در سال ۱۴۰۱ در خصوص وقایعی که پسا مهسا رخ داد، این کمیتهها را شاهد بودیم؛ ولی خروجی نداشتند. نظر شما در رابطه با این کمیتهها چیست؟
اصل آن را میپسندم، ولی امیدوارم ترکیب کمیتهها به نحوی باشد که بهطور علمی بررسی کنند. چند مورد با هم درآمیخته بوده است؛ از جمله شکاف بین نظام سیاسی و گرایش جوانها، نارضایتی از بیکاری و سرخوردگیهای اجتماعی و نارضایتی از افزایش بیرویه قیمتها که غذای مردم را تهدید میکرده است، تحرکات خارجیها و حتماً پیامهایی که ترامپ داده است و وعدههایی که رضا پهلوی داده است، اثرات خود را داشته است. باید ببینند هر کدام چه سهمی داشته است و ترکیب سیاسی جمعیت از نظر سنی و جنسی و قومی و سطح تحصیلات چطور بوده است. چه کسانی که جان خود را از دست دادهاند یا بازداشت هستند و چه کسانی که در جامعه و با افکارسنجی میتوان به آن دست یافت، باید تحت تجزیه و تحلیل درست قرار بگیرد. باید کار علمی انجام شود و نتایج آن بدون رودربایستی منتشر شود تا مفید واقع شود.
* کمیتههایی که در گذشته بوده است، آنقدر خروجی اثرگذار نداشته است و بیشتر سمبولیک بوده است. آیا این بار هم همان میشود؟
این بار همه چیز متفاوت بوده است؛ هم سطح اعتراضات به لحاظ جغرافیایی که دو سوم ایران را در بر گرفته است و شهرهای کوچک و بزرگ تفاوت نمیکرده است و حتی شهرهای کوچک را هم در بر گرفته است. شدت خشونت هم از طرف بخشی از معترضین، جدی بوده است که میتواند تحت تأثیر خشم شخصی بوده باشد یا آموزشدیده باشند – و اینها را باید در مطالعات بعدی مشخص کرد – و از طرف دیگر، خشونت نیروهای عملکننده هم بالا بوده است. همه چیزش این بار متفاوت بوده است و میتواند نتایج متفاوتی در کمیته به ارمغان بیاورد و حداقل در جامعه روشن شود که هر کدام از این موضوعات چه سهمی در پیدایش این حادثه بسیار پرهزینه برای حکومت و مردم داشته است. اتفاقی که افتاده است و جنازههایی که روی زمین مانده است و ناراحتیای که برای جامعه ایجاد کرده است و غمی که بر سراسر جامعه حاکم شده است، چیزهایی نیست که آثارش به این سادگی رفع شود.
دولت در بدترین شرایط اقتصادیای که مردم داشتهاند، غلطترین تصمیم را برای آزادسازی کالاهای اساسی گرفت
* عملکرد دولت را در اعتراضات چطور میبینید؟
بخشی از منشأ تحریک آن دولت بوده است که در بدترین شرایط اقتصادیای که مردم داشتهاند، غلطترین تصمیم را برای آزادسازی کالاهای اساسی گرفت و چند برابر شدن قیمت مواد غذایی، بسیار تصمیم غلطی بود. در مرحله دوم هم شورای امنیت کشور و وزارت کشور و وزارت اطلاعات و سپاه و آقای رئیسجمهور بهعنوان رئیس شورای عالی امنیت ملی، مسئولند که نتوانستهاند پیشبینی کنند که چه اتفاقی در راه است. با یک پیشبینی واقعبینانه، بهراحتی میشد جلوی هر نوع تشنج سنگین را در کشور گرفت .
دولت حتماً مسئولیت سنگینی دارد. ولی ما کارهای نیستیم و قاعدتاً باید شخصیتی مانند دادستان کل کشور بهعنوان مدعیالعموم، کمیسیون اصل نود مجلس بهعنوان نهاد مسئول رسیدگی به شکایات مردم، بازرسی کل کشور باید به این مسائل برسند. بالاخره نمیشود که زمینههایی را فراهم کنیم و اتفاقات پرخسارتی ایجاد شود و قبل از آن روی آن کار و مطالعه نکرده باشیم و ظرفیت مردم را در مقابل این حجم از گرانیهای جدید نسنجیده باشیم و بعد هم نتوانیم مدیریتش کنیم و خیلی سریع، تنها راه مهار قضیه، درگیریهای خیلی سخت شود. من اصلاً به این قائل نیستم که دولت در این ماجرا خوب عمل کرده است.
تا ساعت ۷ شب جلسات شورای(عالی) امنیت ملی وجود داشته است و هیچ خبری نداشتهاند که چه قرار است رخ دهد
* این عدم پیشبینی نسبت به آن فراخوانها بود؟
بله – اصلاً توجه نداشتند. تا ساعت ۷ شب جلسات شورای(عالی) امنیت ملی وجود داشته است و هیچ خبری نداشتهاند که چه قرار است رخ دهد. از ۸ شب متوجه میشوند که چه حجم وسیعی از اعتراضات و چه حجمی از خشونت متوجه نهادهای مختلف شده است و آتشسوزیهای وسیع شده است. از ساعت ۹ به بعد نیروها وارد عمل شدهاند که بتوانند پیشگیری کنند و آن هم تدابیر لازم نبوده است. در دنیا از این اتفاقات زیاد رخ میدهد. آقای اردوغان در ترکیه، شهردار استانبول را که رقیبش بود را به جرم فساد بازداشت کرد. جمعیتهای میلیونی در آنکارا و استانبول آمدند. ولی هم جامعه آنجا مدنیتر از جامعه ما بود که هیچ چیزی را آتش نزدند و نشکستند و خرد نکردند و کار به خشونت کشیده نشد. یک ماه هم تظاهرات طول کشید و ملت بینتیجه به خانه رفتند.
چرا در ایران به محض اینکه اجتماعی مثلاً علیه گرانی شکل میگیرد، بلافاصله تبدیل به شعار علیه کل نظام تبدیل میشود؟ بلافاصله هم از داخل جمعیت کسانی پیدا میشوند که بر اساس خشم و ناراحتی و عصبیت خود {اقدام به خشونت میکنند}. اگر همین هم باشد، مسئولیت حکومت را نفی نمیکند. حکومت نباید بگذارد چنین خشمهای پنهانی شکل بگیرد. چرا مردم نباید دولت خود و شهردار خود و وزرای دولت و رؤسای قوا را دوست داشته باشند؟ چرا همه نباید دوست داشته باشند؟ به هر حال اگر مقامات کشور سمبل مردم و نمونه اکثریت مردم باشند، باید قاعدتاً محبوب باشند. چرا سریعاً به نقطه تند میرود و به خشونت کشیده میشود؟ اینها موضوعاتی نیست که بهراحتی از آن عبور کرد. یک نظام موفق سیاسی باید اینها را درک کند و برایش چارهاندیشی کند.
* ولی برای اولینبار، رئیس جمهور اعتراضات را به رسمیت شناختند .
الان هم که به رسمیت شناختهاند، این کافی نیست. باید {موضوع را} حل کنند. نمیتوانیم با این فرهنگ دوگانه جلو برویم که عدهای از مردم انتظار سرنگونی جمهوری اسلامی را بکشند و جمهوری اسلامی هم فکر کند که فقط با بازداشت و برخورد قضایی و امنیتی و حصر و... میشود کشور را اداره کرد. کشور را با علم و فکر و تدبیر میشود اداره کرد. کشور را با مماشات و هماهنگی فرهنگی و فکری گرایشهای سیاسی مشترک بین مردم و حاکمیت میشود اداره کرد. معنی ندارد حکومتی که بر اساس یک انقلاب بزرگ در سال ۱۳۵۷ شکل گرفته است، ظرف ۴۷ سال به نقطهای برسد که بخشی از جامعه مطلقاً حاضر نباشند با نهادهای این حکومت همراهی کنند و بلکه از موضع ضد آنها دربیایند. اینها را باید اصلاح کرد. باید ببینیم که در گذشته از کجا مسیر را غلط رفتهایم. برگردیم و اصلاحش کنیم. حتماً دخالت وسیع نهادهای حکومتی در زندگی شخصی مردم، یکی از نقاط ایجاد بغض و کینه بوده است.
حتماً توسعهنیافتن ایران و اینکه مردم نمیتوانند خود را با ترکیه و عربستان و امارات مقایسه کنند، یکی از موجبات عصبیتهای مردم است. اینکه مردم ایران فکر میکنند کشورشان ثروتمند است و گاهیاوقات خانوادهای به مغازه مرغفروشی میرود و فقط میتواند پوست مرغ بخرد تا شکم بچه خود را پر کند و بوی غذا در خانه بیاید، حتماً اینها موجب نگرانی است. بیکاری نسل تحصیلکرده و اینکه همین ایرانیهایی که از ایران خارج شدهاند، مگر مملکت خود را دوست نمیداشتهاند؟ میدانید چقدر از آنهایی که رفتهاند، علاقهمندند که به ایران برگردند؟ ولی شرایط کار برایشان مهیا نیست. حس مناسبی ندارند. اگر به ایران بیایند، حسشان مناسب نیست. اینها را باید حل کنیم. راهحل، حذف صورتمسئله نیست. راهحل این نیست که اعتراضات تمام شد. اعتراضات وجود دارد، ولی بروز ندارد. عدهای از مردم از آینده ایران میترسند و عدهای از شعارهای غلطی مانند (پهلوی برمیگرده) میترسند.
آیتالله هاشمی بعد از دوره آقای خاتمی در سال ۸۴ به صحنه آمدند، نتوانستند به قدرت برگردند
پهلوی با رأی و حضور قاطع اکثریت مردم در خیابانهای تهران، مجبور شد که کشور را ترک کند. برکناری پهلوی نتیجه یک انقلاب کاملاً مردمی بوده است. اکثریت مردم به ۵۰ سال پیش برنمیگردند. این را بگویم که در تاریخ ایران، هیچ سلسله سلطنتی و پادشاهی برای بار دوم به سلطنت برنگشته است. اگر یک سلسله پادشاهی قرار بود دوباره برگردد، اول از همه صفویه لایق این برگشت بودند. چون در دوره شاهعباس بزرگ، ایران متحول شده بود. مرزهای شرقی ایران که توسط ازبکها مورد حمله قرار میگرفت، تثبیت شده بود و مرزهای غربی در مقابل عثمانیها با جدیت شاهعباس تثبیت شده بود. شاهعباس موفق شده بود که پرتغالیها را از جنوب ایران اخراج کند. شاهعباس پادشاه موفق ایران بوده است. در زمان شاهسلطانحسین صفویه، ضعف باعث شد که حکومت موقتاً به دست افغانها افتاد و نادرشاه افشار که از افسران و دلیرمردان شجاع ایران بوده است، آمده بود که صفویه را به قدرت برساند. موفق نشد، چون مردم ایران از صفویه عبور کرده بودند.
در شهریور ۱۳۲۰، وقتی که متفقین پادشاه ایران را خلع کردند و وادار به استعفا کردند و از ایران تبعیدش کردند، اگر قرار بود یکی از سلسلههای پادشاهی برای بار دوم به قدرت برسد، باید قاجار را به قدرت میرساندند؛ چون قاجار هم بیش از ۲۰۰ سال بر ایران حکومت کرده بودند. ولی در ایران هیچوقت این اتفاق نیفتاده است که وقتی سلطنتی مضمحل شد و رفت، برای بار دوم به قدرت برگردند. حتی در رؤسایجمهور همینطور بوده است. یکی از موفقترین رؤسایجمهور ما مرحوم آیتالله هاشمی بودند. ولی وقتی که دوره هشتساله ایشان تمام شد و بعد از دوره آقای خاتمی در سال ۸۴ به صحنه آمدند، نتوانستند به قدرت برگردند. بخشی از مردم از اینها میترسیدند و بخشی دیگر از قدرت و صلابت نیروهای امنیتی میترسند. این ترسها و محافظهکاریها، چه بخشی که مربوط به حفظ کیان کشور باشد و چه بخشی که مربوط به حفظ جان خود و فرزندانش باشد، به این معنی نیست که اعتراض وجود ندارد.
اعتراض بسیار جدی است و راه اصلاحش هم این است که باید نظام جمهوری اسلامی ایران با حفظ اصالتهایش از جمله جمهوریت – یعنی تمام نهادها با رأی مردم – و احترام به قوانین اسلامی {عمل کند}. نه اینکه بگوییم نظام جمهوری را بر اساس اسلام شکل دهیم. اسلام دین هدایت است. دین اسلام، سازمان سیاسی تعریف نکرده است. حکومتی که مردم بپسندند، مورد تأیید اسلام است و حکومت هم باید قوانین اسلام را مراعات کند و برخلاف آن کاری نکند. مردم اعتقادات خود را دارند. یکی شلحجاب است و یکی دیگر بیحجاب یا باحجاب است و زندگی خود را میکنند. جمهوری اسلامی باید طوری نوسازی شود که ۷۰ درصد مردم ایران با آن حال کنند و با آن زندگی کنند. پیشرفت در کشور و توسعه رخ دهد و مردم از مواهب توسعه و عدالت برخوردار شوند. دادگاهها و دیوانهای اداری جای احقاق حق و اجرای عدالت باشد. مردم به نظام سیاسی خود اعتماد و تکیه کنند و شاهد پیشرفت و آبادانی و توسعه و رفاه این کشور باشند.
هیچ قانونی دست ما را برای مصالح یک ملت نباید ببندد
* یعنی به سمت اصلاح قانون اساسی بروند.
در چارچوب قانون اساسی یا اگر لازم شد، اصلاح قانون اساسی پیش برود. هیچ قانونی دست ما را برای مصالح یک ملت نباید ببندد.
* تندروها مانع نمیشوند؟
تندروها بخشی از جامعه هستند. آنها هم حقوقی دارند. در نظام مطلوبی که ما در نظر داریم، هر گروه سیاسی متناسب با وزن اجتماعی خود مطرح میشود. آقای زاکانی و دوستانش میخواهند حزب داشته باشند. به اندازه رأی خود {وزن دارند} و نه اینکه با ۵ درصد آرا، حاکم کشور شوند. باید به سمتی برویم که حداقل ۷۰ درصد مردم در انتخابات شرکت کنند و علاقهمند به کشور باشند و هر کسی هم به سهم خود حضور داشته باشد. تندروها هم حذف نشوند. به اندازه ده درصدی که رأی دارند، در سیستم حضور داشته باشند. ولی نمیشود اکثریت مردم را به دست اقلیتی دهیم و اکثریت مردم زیر پای اقلیت لگدمال شوند. این نمیشود.
پزشکیان می تواند کاری کند که محبوبیتش بازگردد
* به نظر میرسد یک ریزش در میان حامیان آقای پزشکیان رخ داده است. به نظر شما چقدر پایگاه اجتماعی ایشان ضعیف شده است و چقدر میتواند برای انجام وعدههایشان مانع شود؟
آقای پزشکیان در برخی مناطق کشور هنوز موقعیت خوب خود را دارند، ولی در سراسر کشور این موقعیت ضعیف شده است. ظرفیت بازآفرینی برای ایشان وجود دارد. ایشان بباید پای مصالح کشور بایستد و مقام معظم رهبری را برای هماهنگ کردن نظام جمهوری اسلامی با گرایشهای امروز مردم متقاعد کند. اگر این کار را کنند، یکی از محبوبترین شخصیتهای ایران خواهند شد.