عصر کرد - ورزش 3 /پس از آنکه بازیکنان تیم ملی ایران هنگام ورود به مکزیک با سنجاقهای #168 به یاد شهدای میناب یاد آنها را گرامی داشتند، یک نماینده مجلس رژیم اشغالگر نامهای به رییس فیفا فرستاد.
در فوتبال، گاهی یک عدد بیشتر از هزاران کلمه معنا دارد. گاهی یک نماد کوچک روی یقه کت بازیکنان، روایتی را با خود حمل میکند که هیچ بیانیهای قادر به بازگویی آن نیست. «#168» برای بازیکنان تیم ملی ایران چنین معنایی داشت؛ نشانهای مختصر اما سنگین، یادآور ۱۶۸ انسانی که در فاجعه مدرسه میناب جان خود را از دست دادند، کودکانی که در یک جنایت بشری کشته شده و هیچ رویداد بزرگی نباید نامشان را به فراموشی بسپارد.
با این حال، همین عدد حالا به موضوع نامهای رسمی از سوی سیمون دیویدسون، نایبرئیس کنست و رئیس کمیته فرعی ورزش پارلمان رژیم صهیونیستی، به جیانی اینفانتینو تبدیل شده است. نامهای که در ظاهر از «بیطرفی فوتبال» دفاع میکند، اما هدفش پاک کردن جنایتی عظیم است که جان 168 کودک بیگناه با عاملیت آمریکا را گرفته است.
روزنامه اسرائیل هیوم نوشته است که دیویدسون،در پی حضور بازیکنان تیم ملی ایران با سنجاقهایی به یاد شهدای مدرسه میناب که به زعم این روزنامه پیامهایی با ماهیت سیاسی داشته، نامهای رسمی به جیانی اینفانتینو، رئیس فیفا، ارسال کرده و در این نامه نسبت به «ورود روایتهای سیاسی به مهمترین رقابت ورزشی جهان» ابراز نگرانی کرده است.
بازار


بازیکنان ایران هنگام ورود به مکزیک نه شعاری سر دادند، نه بیانیهای منتشر کردند و نه حتی کلمهای بر زبان آوردند. تنها یک سنجاق بر لباس خود داشتند، نشانی کوچک برای ادای احترام به جانهایی که دیگر در میان ما نیستند. اما همین حرکت انسانی کافی بود تا در تلآویو زنگ خطر به صدا درآید و کار به مکاتبه رسمی با رئیس فیفا برسد.
در متن این نامه، بارها از ضرورت دور نگه داشتن فوتبال از سیاست سخن گفته شده است، استدلالی که در نگاه نخست منطقی به نظر میرسد. فوتبال باید عرصه رقابت باشد، نه میدان منازعات سیاسی. اما مسئله دقیقاً از جایی آغاز میشود که مرز میان «موضع سیاسی» و «همدردی انسانی» عمداً مخدوش میشود. اگر یادبود قربانیان یک جنایت علیه کودکان غیرمجازباشد، آنگاه باید پرسید چه چیزی از انسانیت در ورزش باقی خواهد ماند؟

فوتبال در طول تاریخ خود بارها در برابر رنج انسانها سر تعظیم فرود آورده است. از یک دقیقه سکوت برای قربانیان فجایع گرفته تا بازوبندهایی که به یاد جانباختگان بسته شدهاند. هیچکس این رفتارها را تهدیدی برای بازی زیبا ندانسته است، زیرا فلسفه وجودی آنها نه تبلیغ یک ایدئولوژی، بلکه پاسداشت کرامت انسانی بوده است.
آنچه این نامه را قابل تأمل میکند، نه محتوای حقوقی آن، بلکه نوع نگاه نهفته در پس آن است، همانطور که آنها میخواهند جنایات غزه را زیر کوهی از فیکنیوزها پنهان کنند. آنها میدانند که عددها زمانی آزاردهنده میشوند که پشت آنها چهرهها، نامها و روایتهایی وجود داشته باشد که هنوز زندهاند و هنوز فراموش نشدهاند.
در واقع، اعتراض به «#168» بیش از آنکه تلاشی برای صیانت از قوانین فیفا باشد، کوششی برای جابهجا کردن مرکز توجه است؛ انتقال بحث از قربانیان به آییننامهها، از انسانها به تشریفات، و از یک فاجعه انسانی به یک جدل اداری. راهی آشنا برای آنکه اصل ماجرا در سایه قرار گیرد.

اما برخی اعداد حاضر نیستند به حاشیه رانده شوند. آنها حافظه جمعی ملتها را با خود حمل میکنند. «168» نیز از همین جنس است، عددی که نه یک شعار سیاسی، بلکه یادگار یک زخم است. زخمی که با یک نامه، یک اعتراض یا حتی سکوت نهادهای بینالمللی از حافظه مردم پاک نخواهد شد.

بله، نامه اخیر، ناخواسته بیش از هر چیز دیگری یک واقعیت را آشکار کرد: برخی از نمادها آنقدر قدرتمندند که حتی سکوتشان نیز شنیده میشود. رساتر از نامه نماینده رژیم صهیونیستی که وحشت از آگاهی ابعاد جنایتهای جنگ رمضان او را به این حرکت عجیب وا داشته است!